پرسشهاي مهم در حوزه فيمنيسم سايبر
ما وارد جامعه اطلاعاتي و تكنولوژي شده ايم و راهي براي خروج از آن وجود ندارد.اين بدان معنا نيست كه افراد و جوامع همچنان بايد روياي روابط اجتماعي كمتر پيچده را در سر بپرورانند بلكه بدان مفهوم است كه تاثير علم و تكنولوژي به شيوه اي غير قابل بر گشت ؛جهان هاي مشترك ما را تغيير داده است. امر تكنولوژيك در تقابل با ارزشهاي انساني قرار ندارد؛ بلكه بايد آنرابايد در هم آميخته و هم مصداق با امر انساني تلقي كرد.با توسعه رسانه هاي جديد ؛فيمنيست هاي سايبر فرصت شالوده شكني دركي را پيدا كرده اند كه مرد بودن را در كنار تكنولوژي وزن بودن را در كنار طبيعت قرار مي دهد.فيمنيسم سايبر به دنبال تعر يف مجددرسانه هاي جديداز طريق جستجوي فرصت براي انتقاد از محرو ميت و سركوب زنان و در همان حال كنكاش در خيالبافي ها وچارچوب هاي فرهنگي بوده است كه بر اساس آنهاما معمولا"مفهوم تكنولوژي را در مي يابيم.
سدي پلنتچنين مي گويد:فضاي سايبر خارج از كنترل مردان است .واقعت مجازي هويت مردان را نابود مي سازد. ديجيتالي شدن روح آنان را به تصوير مي كشد و مردان در اوج پيروزي شان يعني بالاترين مرحله ساخت ماشين؛با سيستمي مواجه گرددندكه براي حفاظت از خود آن را ساخته اند؛اما در مي يابند كه مؤنث و خطرناك ازكار در آمده است.
ويكفورد(2001)چنين استدلال كرده است كه علي رغم اين استدلال هاكه اينترنت زن آشنا است؛تجربه زنان از فضاي سايبر اغلب بدين گونه است كه آنرانوعي حوزه مردانه تلقي مي كنند.اين عمدتا"بدان دليل است كه زنان همچنان در ميان كاربران اينترنت در اقليت قرار دارندوبه علت سلطه فرهنگي مردانگي آنلاين؛به حاشيه كشانده شده اند.
سگال(1999) اينگونه استدلال كرده است كه با وجود نو آوري هاي تكنولوژيك؛بسياري از زنان به دليل افزايش ساعات كار؛كاهش اوقات فراغت و تداوم ايدئولوژي هاي جنسيتي محافظه كارانه كه در فرهنگ هاي عامه پسندو شبكه اي رواج دارد؛تحت فشاري فزاينده قرار دارند.
وندي هار كرت(2000)يادآوري مي كنداينترنت براي زنان در سرتاسر جهان فرصت هاي جديدي را فراهم آورده است تا براي دستيابي به حقوقشان از طريق وارد شدن در گفتگوئي فرامرزي ؛با زنان متعلق به كشورها وفرهنگ هاي ديگربه مبارزه بپردازند.

