ما در گذر از يك تحول تاريخي هستيم؛ تحولي در شيوه زندگي، يادگيري، كار، ارتباطات، و فعاليت اقتصادي. پس نه منفعلانه بلكه به عنوان سازندگان سرنوشت خود بايد عمل كنيم .
.
همه ما با توان فوقالعاده فنآوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي آشناييم.
از تجارت گرفته تا درمان از راه دو، از آموزش و پرورش گرفته تا حفظ محيط زيست، ما چه در پشت ميز كار خود و چه در آسمان و بالاي ابرها، در دست خود اين توان را داريم كه سطح زندگي ميليونها انسان را بهبود بخشيم.
ما ابزارهايي داريم كه ميتواند ما را به سوي «اهداف توسعه هزاره» به پيش براند؛ ابزارهايي كه با آن ميتوان آزادي و دموكراسي را پيشرفت داد؛ وسايلي كه با آن ميتوان دانش و تفاهم متقابل را منتشر كرد.
"شكاف ديجيتالي" عملاً خود دهها شكاف است.
يك شكاف، شكاف فني است؛ شكافهاي بزرگ در زيرساختارها.
يك شكاف، شكاف محتوا است. بسياري از اطلاعات مندرج در وب، هيچ ربطي به نيازهاي واقعي مردم ندار و تقريباً 70 درصد وبسايتهاي دنيا به زبان انگليسي هستند؛ كه گاه صداها و نظرات بومي در ازدحام آنها گم ميشود.
يك شكاف، شكاف جنسي است. زنان و دختران كمتر از مردان و پسران به فنآوري اطلاعاتي دسترسي دارند.
اين شكاف هم در كشورهاي ثروتمند وجود دارد و هم در كشورهاي تنگدست. در ميان كشورهاي در حال توسعه، برخي كشورها هستند كه فرصتهاي ديجيتالي بسياري براي زنان فراهم ميآورند و در ميان كشورهاي توسعهيافته، در برخي كشورها فرصتهاي بسيار اندكي براي زنان وجود دارد.
يك شكاف، شكاف تجاري است. تجارت الكتروني برخي كشورها و شركتها را بهطور تنگاتنگ به هم پيوند داده است. اما ديگران در خطر بيشتر به حاشيهرانده شدن قرار دارند. به عقيده برخي كارشناسان، شكاف ديجيتالي يكي از بزرگترين موانع غيرتعرفهاي بر سر راه تجارت جهاني است.
و آشكارتر از همه، نابرابرهاي و موانع اجتماعي و اقتصادي و... است كه به توانايي يك كشور براي بهرهبرداري از فرصتهاي ديجيتالي لطمه ميزند.
نبايد پنداشت كه با فوران فنآوري كه ثمرات خود را طبيعتاً به همه جا ميگستراند، اين شكافها خودبهخود و به مرور ايام ناپديد خواهد شد.
يك جامعه اطلاعاتي باز و دربرگيرنده همه، كه به نفع همه مردم باشد، بدون تعهد و سرمايهگذاري پايدار پديد نخواهد آمد.
آينده صنعت فنآوري اطلاعات خيلي در دست جهان توسعه يافته، كه بازارهاي آن اشباع شده، نيست بلكه آينده آن در رسيدن به ميليونها كساني است كه در جهان در حال توسعهاند و هنوز دست انقلاب اطلاعاتي به آنها نرسيده است. بهداشت الكترونيكي، تحصيل الكترونيكي، و ديگر كاربردهاي فنآوري اطلاعاتي و ارتباطي ميتواند پويايي تازهاي براي رشد باشد؛ همان پويايي كه صنايع به دنبال آن هستند.
ما به گروههاي جامعه مدني چشم دوختهايم؛ بخصوص به دانستههاي غني آنها از اميدها و نگرانيها در سطح جوامع بومي. جوامعي كه مشتاق پيوستن به تبادل جهاني انديشهها و اطلاعات هستند اما شايد احساس ميكنند كه فرهنگ ازپيشبستهبندي شده جهاني، هويتهاي آنان را به مخاطره مياندازد.
در واقع، حق آزادي عقيده و بيان، ضرورتي بنيادين براي توسعه، دموكراسي، و صلح است و اين حق بايد ملاك ما در كارهاي پيش رو باقي بماند.
فنآوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي اكسير يا فرمولي جادويي نيست.
اما ميتواند زندگي همه را بر روي اين كره خاكي بهبود بخشد.
درست است كه فنآوري شكلدهند آينده است، اما اين مردم هستند كه فنآوري را شكل ميدهند و تصميم ميگيرند كه براي چه چيزي ميتواند و بايد مورد استفاده قرار گيرد.
پس بياييد به روي اين فنآوريهاي جديد آغوش بگشاييم. اما در عين حال بدانيم كاري را شروع كردهايم كه از فنآوري فراتر ميرود. ساختن يك جامعه اطلاعاتي باز و قدرتبخش، يك چالش اجتماعي، اقتصادي و نهايتاً سياسي است.
فنآوريهاي عصر اتم با فنآوريهاي عصر اطلاعات قابل مقايسه نيست. با اين حال، كلماتي كه"جي. رابرت اوپنهايمر"، دانشمند آمريكايي علوم هستهاي، حدود نيمقرن پيش نوشته، به طرز عجيبي پيشگويانه مينمايد و امروز هم مصداق دارد.
ادامه مطلب
