تبليغاتX
New Page 1 New Page 1 ارتباطات
شايد درميان نشريات کشور نشريات ادبي از جمله فقيرترين از نظر مخاطب باشند و در عين حال تاثيرگذار . ميهمانان امروز کافه تيتر از مطبوعات ادبي سخنها داشتند ميهماناني ارزشمند . اوايل جلسه هنگامي که شخصي مس خواست مسئله را از بعد تند و تيز سياسي بررسي کند با تذکر صاحب کافه روبرو شد و بدون هيچ کلامي جلسه را ترک کرد.و به اين ترتيب بحث نشست به بيراهه نرفت.و اما بشنويم از ميهمانان که درباره نقش مطبوعات ادبی در عرصه ادبیات معاصر سخن گفتند .

علی دهپاشي سردبيرمجله بخارا ابتدا سيري تاريخي از مطبوعات ادبي را شرح داد که از آغاز مشروطيت ُ شهريور20 حکومت حزب توده ( که خود بوجود اورنده موجي جديد در اين عرصه بود ) و پس از انقلاب که خود شامل دوره هايي مي شود ) شامل مي شد . وي ادبياتي که فروغ و سهراب و.. از ان بوجود آمدند را ادبياتي خالي از ايدئولوژي دانست كه البته در بسياري از دوره ها شاهد نشريات ايدئو لوژيك بو ده ايم . نكته مهم اين است كه افرادي مانند فروغ ، سهراب، اخوان ثالث و ديگران را نشريات ادبي معرفي كردند و انها از دل اين نشريات رشد كردند و همين نكته اهميت زياد اين نشريات را نشان مي دهد 

سعیده  آبشناسان مدير مسئول و سردبير مجله ادبي گوهران  اهميت نشريات ادبي را در جريانات ادبي بويژه در بخش  معرفي شاعران مترجمان و.. غير قابل انکار دانست و تظهار داشت : در حال حاضر جريان سازي را در حوزه نشريات ادبي کم مي بينيم و اين نشريات سعي داشته اند تعدادي شعر ُ ترجمه را در قالب يک نشريه ادبي منتشر کنند و اين مساله معمولا به سياست مدير مسئول و سردبيران برمي گردد . و انها به راحتي از درگيري هاي اجتماعي دورنگه داشته شده اند

  اما درباره اينکه يک جريان به چه شکل درمي ايد سردبير مجله گوهران چنين توضيح داد:

اينکه صرفا بر ضد يک متن ادبي سخن گفته شود توليد جريان نمي کند ما جريان سازي هايي را در دهه 40 با مجله آرش حداقل داشته ايم ولي در حال حاضر همه حمله کردن را با جريان سازي اشتباه مي گيرند هر حمله اي يا نفي انديشه اي باعث جريان سازي نمي شود

آبشناسان در پاسخ به پرسش خبرنگار خبرگزاري مهر گفت: مشکل ما نپرداختن به نقد نيست بلکه کمبود منتقد است . اکنون تعداد منتقدان ما بسيار کم است.

محمد آقازاد بر اين مساله اصرار داشت که ما بايد صبر کنيم تا شاهد ثمره نشريات  دوره خود و جريانات حاصل از آن باشيم   شايد بايد  دست كم  50 شماره از مجله گوهران بگذرد تا بتوان نتيجه اي را به نقد نشست
دهپاشي در پايان افزود :  با وجود تمام گفته ها جامعه ما صاحب تحولات بنياديني شده كه البته قابل تامل است . چند وقت پيش رضاسيد حسيني در مراسم بزرگداشت و سالگرد  انتشار كتاب نقد ادبي اش  گفت :باعث شادي من است كه اكنون درباره هر كدام از مباحث اين  اثر در كشورمان كتاب وجود دارد در صورتي كه اين كتاب تا سالها  تنها كتاب نقد ادبي در ايران بوده است. 

+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در چهارشنبه 31 خرداد1385 و ساعت 22:20 |
مصطفي قوانلو قاجار، نويسنده وبلاگ روزنامه‌نگار نو در تازه‌ترين يادداشت خود به موضوع جذابي پرداخته است: سياست و زنگ تلفن همراه! «چند ماه پيش در پارلمان عراق وقتي كه زنگ تلفن همراه يكي از نمايندگان به صدا در آمد، كشمكشي عظيم مجلس عراق را به هم ريخت. ماجرا از اين قرار بود كه نماينده عراقي يكي از مناجات‌هاي شيعي را به عنوان زنگ تلفن همراهش انتخاب كرده بود. رئيس مجلس عراق، «محمود المشهداني» از نمايندگان تقاضا كرده بود كه تلفن‌هاي همراه خود را در بدو ورود به مجلس خاموش كنند اما آنچه باعث مشاجره ميان طرف‌هاي درگير شد، سني بودن رئيس مجلس عراقي و زنگ شيعي تلفن همراه ديگر نماينده پارلمان بود. زنگ‌هاي تلفن همراه وارد جهان سياست شده اند. اين زنگ‌ها مي‌توانند ماهيتي رسانه اي داشته باشند و پيامي را منتقل كنند. زنگ‌هاي تلفن همراه اين قابليت را دارند كه در سال‌هاي آينده نماد يك تشكل سياسي يا اجتماعي شوند و فعالان سياسي از آنها استفاده كنند». قوانلو كه يك روزنامه‌»گار در حوزه IT است، اين موضوع را بيشتر مي‌کاورد و به ساير کشورها هم سري مي‌زند: اگر شما در پارلمان مولداوي نشسته باشيد، مي‌توانيد ملودي سياسي گوش كنيد. نمايندگان مجلس مولداوي به نشانه اتحاد با روماني زنگ‌هاي تلفن همراه خود را به صدا در مي‌آورند. اما در مقابل نمايندگان براي توقف ارتباط با مسكو ترجيح دادند از سرود ملي روسيه استفاده كنند. استفاده از زنگ‌هاي سياسي براي نشان دادن اعتراض روندي فزاينده پيدا كرده است. هفته گذشته گروه راك (Be Giants) براي دست انداختن آژانس امنيت ملي آمريكا زنگي را در سايت اينترنتي اش در دسترس گذاشت. چرا كه اخيرا فاش شد در آمريكا مكالمات تلفني شهروندان بدون حكم قضايي ثبت و ظبط مي‌شود. دراتفاقي مشابه بعد از توفان كاترينا در شهر نيوارلئان آمريكا، فعالان سياسي واشينگتن ملودي مخصوصي براي زنگ تلفن‌هايشان درست كردند. اين زنگ هنوز در وب سايت گروه فعالان تلفن همراه در دسترس است. اين گروه براي آن‌كه نشان دهند كه به «عمليات مردم ياري و اشتغال» وفادار هستند، چنين زنگي را براي تلفن‌هاي همراهشان انتخاب كرده‌اند. در تظاهراتي كه در ماه مارس در مينسك(پايتخت بلاروس) رخ داد گروهي براي نشان دادن اعتراض خود از زنگي استفاده كردند كه جرج بوش خطاب به رئيس سابق اداره سوانح غيرمنتظره بلاروس مي‌گويد: «بروني، تو بايد كار ايجاد كني» اين زنگ قسمتي ازترانه پاپ 1970 با نام «شهر نيواورلئان» است كه اخيرا آمريكايي‌ها آن را با صداي بوش تركيب كرده‌اند و مردم بلاروس نيز از آن براي اعتراض به بيكاري پس از سيل ويرانگر استفاده مي‌كنند. هماهنگ‌كننده گروه «فعالان تلفن همراه مي‌گويد همانند آمريكا در فليپين نيز زنگ‌هاي تلفن همراه كاركردي سياسي دارد و در اين كشور به پديده اي همه گير تبديل شده است. در سال گذشته نوار محرمانه اي از گفتگوي رئيس جمهورفليپين گلوريا آرويو با رئيس ستاد انتخابات فليپين ويرجيايو گارسلانو بدست آمد. در اين نوار خانم آرويو با لحني خودماني رئيس ستاد انتخابات را "گارسي" صدا مي‌زند و مي‌گويد:من هنوز هم مي‌خواهم كه رهبر ميليونها فليپيني باشم. به همين دليل يك زنگ تلفن همراه با صداي خانم آرويو ساخته شده كه با صداي خواننده پاپ بيلي جول تركيب شده است. اين زنگ تلفن همراه در فيليپين بسيار مشهور شده و بر طبق آمار بيش از يك ميليون فيليپيني از اين زنگ استفاده مي‌كنند. سومنت گاپيناس كه در دانشگاه مينه سوتا استاديار است كتابي در رابطه با زنگ‌هاي تلفن همراه و كاربرد آن در ميان گروه‌هاي سياسي نوشته است. او مي‌گويد: فقط گروه‌هاي مترقي سياسي از اين امكان استفاده نمي‌كنند، بلكه گروه‌هاي محافظه كار سياسي نيز از اين امكان براي جلب توجه ديگران استفاده مي‌كنند. به طور مثال حزب بهاريا جانتا هند كه يك حزب محاظه كار محسوب مي‌شود در انتخاباتي كه اخيرا در هند برگزار شد از اين امكان استفاده كرد. او پيش بيني مي‌كند كه در آينده استفاده از اين فناوري و دانلود آنها بسيار آسانتر از امروز شود».
+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در چهارشنبه 31 خرداد1385 و ساعت 21:7 |
مدير مسئول روزنامه ايران درباره موضوع از سر گيري انتشار اين روزنامه گفت: قوه قضائيه پس از بررسي موضوع با راي مكتوب دادستان بر عدم توقيف روزنامه ايران راي داد، اما ما براي انتشار آن هنوز در حال رايزني هستيم.
برخي رسانه ها از انتشار روزنامه ايران از فردا خبر دادند.
غلامحسين اسلامي فر دقايقي پيش در گفت‌وگو با خبرنگار فارس با بيان اينكه همه بايد كمك كنند تا روزنامه دولت از بلاتكليفي درآيد، گفت: انتظار ما از هيات نظارت و وزارت ارشاد اين است كمك كنند مشكل روزنامه دولت حل شود. همان گونه كه 70 نماينده خواستار حل مشكل شدند.
وي تصريح كرد:دادستان تهران طي حكمي از روزنامه رفع توقيف كرده است اما دبيرخانه هيات نظارت بر مطبوعات در نامه‌اي به امضاي‌ آقاي مختار پوربه رفع توقيف اعتراض و خواستار تداوم توقيف شد.
مدير مسئول روزنامه ايران گفت:اولا بايد معلوم شود هيات نظارت حق اعتراض داشته يا نه؟ ثانيا"برخي اعضاي هيات نظارت از چنين اعتراضي به راي دادگاه بي خبرند.
وي با اشاره به اخبار منتشره در اين خصوص گفت: برخي نوشتند چاپ "مقاله توهين آميز در روزنامه ايران" در حاليكه اصلا مقاله نبود ، ‌روزنامه نبود ، ‌ما مي‌گوئيم اصلا توهين‌آميز هم نبود كه البته اين بحث را دادگاه مشخص مي‌كند كه بود يا نبود.
وي افزود: ايران جمعه نشريه‌اي مستقل و يك پانزدهم روزنامه ايران تيراژ دارد و كاركنان ايران جمعه هم در روزنامه ايران فعاليتي ندارند.
مدير مسئول روزنامه ايران در ادامه به ديدگاههاي برخي اعضاي هيات نظارت اشاره كرد و افزود: خوب است به مصاحبه هاي آقايان سراج ، كامران و افتخار جهرمي مراجعه كنيد.
اسلامي فرد گفت: امروز آقاي سراج نماينده قوه‌قضاييه در هيات نظارت برمطبوعات تصريح كرد"هيات نظارت بر مطبوعات پس از نظر دادسراي تهران، درباره پرونده روزنامه ايران ، جلسه‌اي نداشته و تصميم دادسرا مبني بر رفع توقيف از روزنامه، لازم‌الاجراست. "
مدير مسئول روزنامه ايران اضافه كرد:حكم دادستان عبارتند از رفع توقيف از روزنامه‌ و رسيدگي به ساير موارد در دادگاه اما نمي‌دانم چرا با توجه به حكم دستگاه قضايي برخي اصرار دارند كه روزنامه همچنان منتشر نشود.
آيا درست است يك ماه تنها نشريه دولت تعطيل شود آنهم در شرايطي كه چند بار عذرخواهي شده است.
اسلامي فرد تاكيد كرد: هم اكنون متهمان در زندان اوين به سر مي‌برند و اگر عمدي بودن اين كار و يا حركت عليه مملكت و نظام به اثبات برسد تعارفي با هيچ كسي نداريم و با آنها برخورد خواهيم كرد.
وي در پايان در پاسخ به اين سئوال كه با توجه به نامه دادستان و نظر دبيرخانه هيات نظارت آيا فردا روزنامه منتشر مي‌شود يا نه گفت: آنچه در دست ماست نامه دادستان مبني بر رفع توقيف است و هنوز در حال رايزني با مسئولان ذيربط هستيم تا در وقت مناسب روزنامه منتشر شود و انتظار داريم قانون اجرا شود.
+ نوشته شده توسط ژاله عینی در سه شنبه 30 خرداد1385 و ساعت 22:31 |

سرویس اخبار خارجی ایتنا - براساس یک مطالعه جدید مشخص شد که پایگاه اینترنتی بی‌بی‌سی به عنوان محبوب‌ترین مرکز مجازی برای کسب اطلاعات در مورد جام جهانی فوتبال در بین کاربران بریتانیایی محسوب می‌شود.



در آمارهای مربوط به این بررسی‌ها آمده است که تنها در طول نخستین هفته از جام جهانی فوتبال 2006 آلمان بیش از 3/1 میلیون هوادار فوتبال به پایگاه اینترنتی بی‌بی‌سی سرزدند.
این مطالعات به وسیله مرکز تحقیقاتی Nielsen/NetRatings انجام شده و نشان داده است که بیش از نیمی از افرادی که اطلاعات مربوط به جام جهانی فوتبال را از طریق اینترنت کسب کرده‌اند به پایگاه اینترنتی بی‌بی‌سی مراجعه کرده‌اند.

کارشناسان اعلام کرده‌اند که میزان کاربران مراجعه کننده به سایت بی‌بی‌سی تقریبا چهار برابر بیشتر از مراجعه‌کنندگان به سایت Sky Sport بوده است.
با سامانه جدیدی که شرکت بی‌بی‌سی راه‌اندازی کرده بسیاری از کاربران بریتانیایی موفق شدند به راحتی مسابقات جام جهانی فوتبال 2006 آلمان را از طریق اینترنت مشاهده کنند.

کارشناسان مرکز تحقیقاتی Nielsen/NetRatings اعلام کرده‌اند: میزان ترافیک آنلاین با آغاز مسابقات جام جهانی فوتبال به میزان زیادی افزایش یافت و در همان روزهای اول بیش از 1/1 میلیون کاربر به سایت bbc.co.uk مراجعه کردند.


 

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در دوشنبه 29 خرداد1385 و ساعت 17:39 |
بازنشستگى يك  مسئله كاملاً عادى و براساس مقررات دانشگاه است كه هر سال انجام مى گيرد. امسال هم بازنشستگى به روال گذشته انجام شد، منتها سعى كرديم در حد امكان اساتيدى را كه به رتبه استادى رسيده اند و در سن بازنشستگى هستند، نگه داريم. بيشتر بازنشسته ها يا مربى هستند و يا استاديار. تعداد اندكى از آنها دانشيارند كه سنشان از ۶۵ سال به بالا است و مشمول مقررات بازنشستگى مى شوند.» اين جملات را رئيس دانشگاه تهران دكتر شيخ عباسعلى عميدزنجانى در پاسخ به خبرنگارى گفت كه از او درباره بازنشستگى اساتيد دانشگاه تهران پرسيده بود تا به جنجالى پايان ببخشد كه دانشجويان دانشگاه مادر به راه انداخته بودند. برخى از اساتيد علوم انسانى دانشگاه تهران بازنشسته شده بودند و اين امر اعتراض دانشجويان را به همراه آورده بود. معترضان اعلام كرده بودند كه اعتراض شان مبتنى بر چند دليل است. اولاً كسانى كه بازنشسته شده اند از اساتيد مبرز و شناخته شده اند و بازنشستگى شان به معناى محروم كردن دانشجويان از محضر آنان است. ثانياً به عقيده آنان، در فرآيند بازنشستگى تبعيض صورت گرفته است. بدين معنا كه برخى اساتيد كه هم  سن بيشترى دارند و هم سابقه اى كمتر درخشان، هنوز بر سر كارند و اساتيدى چون محمد مجتهدشبسترى، مشمول بازنشستگى شده اند. ثالثاً مسئله بازنشستگى، نسبتى مستقيم با مسئله جايگزينى دارد. به عقيده معترضان، اين اقدام بيش از آنكه ناظر به خانه نشين كردن بازنشستگان باشد، داير به محور ورود افراد جديد و البته با ويژگى هاى خاص به عرصه دانشگاه است...

مسئله بازنشسته كردن اساتيد، مسئله تازه اى نيست. در سال هاى قبل هم با استناد به همين مواد قانونى، اساتيد دانشگاه ها بازنشسته مى شده اند و اساتيد جديد به جاى آنان مى نشسته اند. همين قانون نيز به كارگزاران اجازه مى داده است كه براساس ملاك هايى، در مورد برخى اساتيد، از اعمال مواد مذكور جلوگيرى كنند. قاعدتاً انصاف بايد داد كه هيچ كدام از منتقدان قادر به اثبات غيرقانونى بودن مسئله بازنشستگى نبودند و يا شايد اصلاً نباشند. بنابراين طبيعى است كه متوليان امور از اعتراض هاى دانشجويى اظهار تعجب كنند و به اعمال همين قانون در سال هاى گذشته استناد كنند.
اما قضيه در همين جا ختم نمى شود. همان قانون اجازه مى دهد كه دانشگاه ها از توانايى اساتيد بازنشسته نيز بهره مند شوند. اينجاست كه سليقه متوليان دانشگاه تعيين كننده است.
مى توان ملاك ها و معيارها را كاملاً صورى تعريف كرد و با اين اقدام خيل كثيرى از صاحبان معرفت را از دايره تنگ آكادمى بيرون كرد؛ كارى كه بارها در سال   هاى گذشته و دولت   هاى ديگر هم تكرار شد. مى توان سوابق و درجات كسى را ناديده گرفت و بر بى سابقه اى و بى درجه اى شخصى ديگر هم چشم فرو بست. بالاخره قانون اين اختيار را به دانشگاه داده است. به همين خاطر است كه شايد تنها نكته اى كه هم در اعتراض هاى منتقدان و هم در پاسخ هاى متوليان مغفول مانده است مسئله استقلال دانشگاه است. قاعدتاً قوانين موجود در اين حوزه نسبتاً كارآمدند و متناسب با قوانينى كه در ديگر كشورها اجرا مى شوند. نكته اما اينجاست كه اين قوانين با فرض وجود دانشگاه هايى مستقل و بى طرف به لحاظ سياسى و حتى اجتماعى تدوين شده  اند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در دوشنبه 29 خرداد1385 و ساعت 10:9 |
نوشتة‌ لي‌ سالتر‏
ترجمة‌ پيروز ايزدي‌‏

مقدمه‌:
شايد جاي‌ چندان‌ شگفتي‌ نباشد كه‌ مفاهيم‌ نظري‌ ارايه‌ شده‌ توسط‌ يكي‌ از برجسته‌ترين‌ فلاسفه‌ ‏اجتماعي‌ زمانه‌ ما، در مطالعه‌ اينترنت‌ به‌ كار گرفته‌ شده‌ است‌. مفاهيم‌ نظري‌ مزبور، تبييني‌ روشن‌ و ‏واقعي‌ از چگونگي‌ تخريب‌ دروني‌ دموكراسي‌ به‌ دست‌ مي‌دهند، حتي‌ اين‌ اواخر، واضع‌ آنها با استفاده‌ از ‏اين‌ مفاهيم‌ در صدد ارايه‌ رهنمودهاي‌ هنجاري‌ براي‌ برون‌ رفت‌ از بن‌بستي‌ برآمده‌ كه‌ پيشينيان‌ او مطرح‌ ‏كرده‌ بودند. هابرماس‌ (1996) اخيراً تلاش‌ كرده‌ است‌ تا چارچوب‌ نظري‌ گستردة‌ خود را براي‌ ارايه‌ ‏پيشنهادي‌ در مورد دموكراسي‌ مشروطه‌ 1 به‌ كار گيرد. براي‌ اين‌ منظور، او كوشيده‌ است‌ تا درباره‌ ‏چگونگي‌ سازماندهي‌ جريان‌هاي‌ تأثيرگذار و با نفوذ براي‌ دستيابي‌ به‌ دموكراتيك‌ سازي‌ در گسترده‌ترين‌ ‏شكل‌ ممكن‌ بي‌آن‌كه‌ دموكراسي‌ به‌ واسطه‌ الزامات‌ نظام‌ محور از درون‌ تخريب‌ شود، توضيحاتي‌ ارايه‌ ‏دهد. اينك‌ مدت‌ زماني‌ است‌ كه‌ روشن‌ به‌نظر مي‌رسد لايه‌هاي‌ غيررسمي‌ جامعه‌ سياسي‌ كه‌ مورد ‏شناسايي‌ هابرماس‌ قرار گرفته‌اند و دچار نوعي‌ كسري‌ ارتباطي‌ هستند، مي‌توانند از طريق‌ رسانه‌اي‌ ‏مانند اينترنت‌ اين‌ كسري‌ را جبران‌ كنند. در مباحث‌ گوناگون‌، از آثار هابرماس‌ به‌ عنوان‌ پس‌ زمينه‌ نظري‌ ‏اين‌ ادعا استفاده‌ شده‌ است‌ كه‌ آيا اينترنت‌ حوزه‌اي‌ عمومي‌ در اختيار شهروندان‌ قرار مي‌دهد يا ‏خير.مطمئناً، توصيف‌هاي‌ متعدد و متضادي‌ از ميزاني‌ كه‌ اينترنت‌ مي‌تواند سازنده‌ حوزه‌ عمومي‌ باشد، ارايه‌ ‏شده‌ است‌. بسياري‌ از اين‌ مباحثات‌ دچار يك‌ يا دو اشكال‌ اساسي‌ هستند: يا اين‌كه‌ از به‌كارگيري‌ ‏روش‌شناسي‌ هرمنوتيك‌ مناسب‌، قصور ورزيده‌اند، همانند روشي‌ كه‌ دالگرن‌ به‌ كار گرفت‌.يا خود را به‌ آن‌ ‏مفهومي‌ از حوزة‌ عمومي‌ محدود كرده‌اند كه‌ در «دگرگوني‌ ساختاري‌ حوزه‌ عمومي‌» (دگرگوني‌ ساختاري‌) ‏‏2 هابرماس‌ شرح‌ و بسط‌ داده‌ شده‌ است‌ و به‌ ديگر جنبه‌هاي‌ آثار هابرماس‌ يا تنها اشاره‌اي‌ گذرا ‏داشته‌اند و يا اين‌كه‌ اصلاً به‌ آنها نپرداخته‌اند. با اين‌ همه‌، مطمئناً در آثار هابرماس‌ به‌ ميزان‌ قابل‌ توجهي‌ ‏بينش‌ و تحليل‌ يافت‌ مي‌شود كه‌ بخش‌ اعظم‌ آن‌ هنوز در تحليل‌هاي‌ مربوط‌ به‌ اينترنت‌ به‌ كار گرفته‌ نشده‌ ‏است‌. ابتدا به‌ شرحي‌ اجمالي‌ از مباحث‌ كنوني‌ درباره‌ حوزه‌ عمومي‌ با افزودن‌ چند اثر اساسي‌ ارايه‌ ‏مي‌دهم‌. سپس‌ به‌ اختصار به‌ پيامدهاي‌ اصلي‌ دوگانگي‌ «نظام‌/ زيست‌جهان‌» 3 كه‌ در كتاب‌ نظريه‌ كنش‌ ‏ارتباطي‌ 4 شرح‌ داده‌ شده‌ و مفهوم‌بندي‌ پيچيده‌تر حوزه‌ عمومي‌ كه‌ هابرماس‌ آن‌ را در «كنش‌ ارتباطي‌» ‏و «ميان‌ واقعيات‌ و هنجارها» 5 مطرح‌ ساخته‌ خواهم‌ پرداخت‌. سپس‌ چنين‌ استدلال‌ خواهم‌ كرد كه‌ ‏اينترنت‌ براي‌ تسهيل‌ ارتباطات‌ در مفهوم‌ كمتر رسمي‌ جامعه‌ سياسي‌ كه‌ در كتاب‌ ميان‌ واقعيات‌ مطرح‌ ‏شده‌، در موقعيت‌ خوبي‌ قرار دارد.

سرانجام‌، نشان‌ خواهم‌ داد چگونه‌ جنبش‌هاي‌ اجتماعي‌، اينترنت‌ را به‌ ‏گونه‌اي‌ شكل‌ مي‌دهند كه‌ با شكل‌ ارتباطاتي‌ متناسب‌ با منافعشان‌ سازگاري‌ داشته‌ باشد و تا چه‌ اندازه‌ ‏در انجام‌ اين‌ كار موفق‌ هستند. براي‌ اين‌ منظور به‌ بررسي‌ يكي‌ از مهم‌ترين‌ جنبش‌هاي‌ تسهيلگر يعني‌ ‏‏«انجمن‌ ارتباطات‌ پيشرو» 6 و رابطه‌ آن‌ با اينترنت‌ خواهم‌ پرداخت‌. پيش‌ از آن‌كه‌ جلوتر برويم‌، ضروري‌ و ‏مناسب‌ به‌ نظر مي‌آيد، هدف‌ اين‌ تحليل‌ روشن‌ شود. براي‌ انجام‌ اين‌ كار، مايلم‌ توضيح‌ دهم‌ منظورم‌ از ‏‏«اينترنت‌» چيست‌ و اميدوارم‌ از نگراني‌ در خصوص‌ مسأله‌ عليت‌ تكنولوژيك‌ جلوگيري‌ كنم‌.‏ ‏ اينترنت‌ به‌ ‏مفهومي‌ مبهم‌ تبديل‌ شده‌ است‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در شنبه 27 خرداد1385 و ساعت 20:11 |

تاثير اينترنت بر خبرنگاري از دو جنبه، قابل مطالعه است:

 استفاده از كامپيوتر و اينترنت در خبرنگاري ، موجب نفوذ اينترنت به اتاقهاي خبر و كامپيوترهاي خبرنگاران شده است و حرفه جديدي از خبرنگاري را به نام خبرنگاري شبكه اي ، بنيان نهاده است .استفاده از اينترنت به عنوان ابزاري در رسانه هاي سنتي، به معني دسترسي خبرنگاران به آرشيوهاي قابل جستجو و پايگاه داده ها و منابع خبري موجود در اينترنت است. اين نحوه گزارش هنوز در بسياري از كشورها در مرحله طفوليت قرار دارد .تعداد زيادي از محققان، اثرات استفاده از كامپيوتر را بر حرفه خبرنگاري و خبرنگاران ، مورد مطالعه و بررسي قرار داده اند و به اين نتيجه رسيده اند كه با وجود منافع بارز اينترنت اطلاعات بيشتر، منابع بيشتر و قابليت كنترل بيشتر، بسياري از خبرنگاران و سردبيران ، مايل نيستند گزارشاتشان به صورت مطلق به اينترنت وابسته باشد .تحقيقاتي كه در انگلستان در مركز بي .بي .سي به انجام رسيده است ، نشان مي دهد كه استفاده از فناوريهاي جديد در حرفه خبرنگاري ، اتاقهاي خبر را با آشفتگي مواجه مي كند .
خبرنگاران اظهار مي كنند كه فقدان زمان كافي براي تسلط به اين فناوريها و ماهيت اضطراري بودن اينترنت ، باعث بروز فشارهاي عصبي مي شود .جنبه ديگر استفاده از كامپيوتر در حرفه خبرنگاري ، مديريت پست الكترونيك ، گروههاي خبري و گفتگوي Online است .تاييد اعتبار اطلاعات در شبكه ، اغلب به دليل بي نام و نشان بودن منابع و سرعت ارتباطات ، بسيار دشوار است .خبرنگاري شبكه اي ، با استفاده از فناوري اينترنت به عنوان يك عامل تعيين كننده و تفكيك ناپذير، در تعريف كاربردي خود، از انواع ديگر خبرنگاري قابل تمايز است.خبرنگاران شبكه اي بايد تصميم بگيرند كه كدام قالب رسانه اي به بهترين شكل ، گزارش آنها را توصيف مي كند قابليت مالتي مديا بودن ، در عين حال كدام قالب ، به مردم فرصت ابراز واكنش ، ايجاد ارتباط يا حتي سفارشي كردن بعضي از داستانها را مي دهد قابليت محاوره اي بودن و كدام قالب براي ايجاد پيوند بين داستانها، آرشيوها و منابع ديگر، مناسب است قابليت فرامتن بودن. اين ايده آل ترين شكل خبرنگاري شبكه اي است كه مورد تاييد و تبليغ اكثر خبرنگاران حرفه اي در سراسر جهان است. خبرنگاران حرفه اي شبكه در سراسر جهان ، اتفاق نظر دارند كه اين حرفه ، به طور قطع يك نوع منحصر به فرد از خبرنگاري است. خبرنگاران در اين نوع از خبرنگاري اخبار خود را عمدتا براي اينترنت توليد مي كنند و دريكي از چهار حيطه متمايز خبرنگاري شبكه اي ، فعاليت دارند .
سايت هاي عادي خبري
رايجترين شكل توليد خبر در شبكه ، ايجاد سايت هاي عادي خبري است كه معمولا گزيده اي از محتواي خبر و امكانات جزيي و كنترل شده از ارتباط محاوره اي را در بر مي گيرد .سايت هاي خبري معروف مانندCNN ، BBC و MSNBC نمونه هايي از اين سايت ها هستند .بيشتر روزنامه هاي شبكه اي نيز در اين طبقه بندي مي گنجند .مطالب درسي ، كتابهاي راهنما و برنامه ريزي آموزشي مدارس خبرنگاري ، معمولا بر پايه اين حيطه از خبرنگاري شبكه اي استوار است و مهارتهاي تكنولوژيكي استفاده از انواع خاص نرم افزار، فراگيري XML يا HTML و غيره را با مهارتهاي خاص خبرنگاري براي وب تركيب مي كند .اين نوع سايت خبري ، ظاهرا از نظر نگرش با داستان سرايي و ديگر رسانه هاي پخش خبر، متفاوت است .
سايت هاي مرجع و طبقه بندي شده
سايت هاي مرجع و طبقه بندي شده ، نوع ديگر خبرنگاري شبكه اي هستند كه در سازمانهاي رسانه اي عادي ، كمتر ديده مي شود و با موتورهاي جستجوي خاص مانند آلتا ويستا و ياهو، شركتها و آژانسهاي تحقيقاتي و حتي افرادي كه با خبر و پخش خبر سروكار دارند، در اين ارتباط هستند .در اينجا خبرنگاران شبكه اي پيوند با سايت هاي خبري موجود در شبكه جهاني وب و پيوندهايي كه گاه به وسيله گروههاي سردبيري ، طبقه بندي و حتي تفسير مي شوند، ارتباط برقرار مي كنند .اين گونه سايت ها اغلب محتواي خبري ندارند اما گاهي اوقات حيطه هايي را براي گفتگوي همزمان يا تبادل خبر، راهنمايي و پيوند با مردم عادي مثلا از طريق نوعي سيستم تابلوي اعلانات ايجاد مي كنند. سايت هايي كه علاوه بر محتواي خبري با محتواي ساير سايت هاي وب پيوند دارند، مي توانند در اين طبقه بندي قرارگيرند. آنچه كه گاه به عنوان خبرنگاري شبكه اي جديد شناخته مي شود، پديده Weblog يا Blog است كه شامل يك دفترچه يادداشت روزانه شخصي است كه نويسندگان آنها، به ندرت خبرنگار هستند و معمولا داستانهايي درباره تجربيات خود در شبكه بيان مي كنند و خوانندگان را با اظهار نظر ديگران ، درباره محتوايي كه به هنگام موج سواري در وب يافت مي شود، آشنا مي سازند. اين نوع روزنامه نگاري فردي ، معمولا در ميان سايت هاي مرجع يافت مي شود و ارتباط محاوره اي محدودي ارايه مي كند، اما از نظر محتوا و اظهار نظر، بسيار غني است .
سايت هاي خبرنگاري ، تفسيري توام با اظهار نظر
نوع سوم از سايت هاي خبري ، سايت هاي رسانه هاي خبري و مسائل مربوط به رسانه هاست كه گاه به عنوان يك سايت مرجع و طبقه بندي شده ، ايجاد مي شود .اغلب چند خبرنگار، محتواي خبري را توليد مي كنند و در مورد محتواي ساير سايت هاي اينترنتي ، نظر مي دهند .اين گونه محتوا برحسب فرايندهاي زيربنايي توليد رسانه اي ، مورد بحث قرار مي گيرد .شبكه براي رشد خبرنگاري درباره خبرنگاري يا خبرنگاري تفسيري ، مكان بسيار مناسبي است .
در مجموع ، اينترنت به ارتقاي جنبه هاي حرفه اي خبرنگاري ، كمك شايان توجهي كرده است ، به اين دليل كه قابليت و تمايل آن به انتقاد از خويش ، يكي از خصوصيات منحصر به فرد اين حرفه است .
سايت هاي تبادل نظر و بحث
مهمترين دليل موفقيت فناوريهاي جديد رسانه هاي خبري مانند اينترنت و شبكه جهاني وب، اين است كه مردم علاقمند هستند در سطح جهان و بدون هيچ محدوديتي ، با يكديگر ارتباط برقرار كنند. خبرنگاري شبكه اي از اين قابليت اينترنت استفاده كرده و عمدتا به برنامه هايي براي تبادل نظر و ارايه داستان و غيره در حول يك موضوع خاص، مي پردازد كه اين موضوعات مي تواند درباره مبارزات سياسي ، مخالفت با جهاني شدن (anti-globalization) و يا اخبار كامپيوتري باشد .سايت هاي زيادي سعي كرده اند از محبوبيت اينترنت ، استفاده تجاري ببرند و در اين راستابه ايجاد محافل عمومي و كم و بيش كنترل شده در مورد محتواي ساير سايت ها در اينترنت مبادرت كرده اند .اين نوع خبرنگاري شبكه اي ، به groupweblog نيز معروف است .
اين چهار حيطه مشخص خبرنگاري شبكه اي ، اغلب تا حدودي خصوصيات ويژه محيط شبكه اي كه در آن فعاليت مي كنند را به كار مي برند .اين خصوصيات عبارتند از قابليت فرامتن بودن ، قابليت چند رسانه اي بودن و قابليت محاوره اي بودن. هر يك از اين سه قابليت در وضعيت كنوني ، انوع مختلف خود را دارد كه در زير به اختصار شرح داده مي شود .
قابليت فرامتن بودن
مشكل فرامتن اين است كه يك سيستم انتقال براي واحدهاي بسته مجزا به وجود مي آورد، يعني سيستمي كه امكان درج فقط پيوندهايي را مي دهد كه به خارج سيستم اشاره مي كنند. بايد به خاطر داشته باشيم كه متوني كه از طريق پيوندها با هم در ارتباط هستند، مي توانند به صورت دروني با ساير متنهاي مربوط به يك متن و يا به صورت خارجي با متنهاي موجود در ساير نقاط اينترنت ، مرتبط باشند. اينها دو نوع متفاوت از قابليت فرامتن بودن هستند، چون يكي از آنها ما را به محتواي جديد مي رساند و ديگري در واقع به پراكنده شدن محتوا منجر مي شود .
قابليت چند رسانه اي بودن
اگر بپذيريم كه پهناي باند وقانون كپي رايت هنوز دو عامل اساسي در جلوگيري از توليد مالتي مدياي مدرن هستند، مي توانيم به مشكلاتي كه شركتهاي رسانه اي در يكپارچه كردن اتاق خبر سنتي خود با گروه سردبيري وب و يا يكپارچه كردن محتوا يا حتي اتاقهاي خبر مجازي با محتواي توليد شده توسط ساير تامين كنندگان دارند، پي ببريم. اگر قابليت چند رسانه اي بودن در سايت هاي خبري را نتيجه ادغام انواع رسانه هاي خبري يا يك چارچوب متفاوت محسوب كنيم چارچوبي كه در آن تمام بخشهاي يك سايت از يك نقطه آغاز مالتي مديا به وجود آمده و روشهاي مختلفي را براي استفاده از محتواي سايت به كاربر ارايه مي كند، اين مساله قابل درك خواهد شد .
قابليت محاوره اي بودن
كارشناسان، پس از بررسي امكانات محاوره اي سايت هاي خبري ، به اين نتيجه رسيده اند كه بيشتر سايت ها، فقط در سطوح رهيابي و عملي، محاوره اي هستند .آنها معتقدند كه هنوز در وب سايتها، بالاترين سطح قابليت محاوره اي ، يعني قابليت تطبيق با خواستهاي كاربراني كه به سايت ها مراجعه مي كنند، وجود ندارد .
ارزش افزوده
تجربه در آموزش و مصاحبه با خبرنگاران شبكه اي و مطالعه مجلات تجاري ، نشان مي دهد كه خبرنگاران حرفه اي در مورد ارزش افزوده خبرنگاري شبكه اي، دو ديدگاه كاملا متفاوت دارند .طرفداران اولين ديدگاه كه يك ديدگاه ايده آليستي محسوب مي شود، معتقدند كه اينترنت در مجموع، دنياي بهتري را براي همه مردم به ارمغان مي آورد. در اينجا اين سوال مطرح مي شود كه ارزش افزوده خبرنگاري شبكه اي در كجاست. طرفداران نگرش دوم كه يك نگرش بدبينانه است، معتقدند كه براي خبرنگاري شبكه اي هيچ ارزش افزوده اي وجود ندارد و خبرنگاران تنها به دليل فراگير شدن شبكه به آن مراجعه مي كنند. سينگر در محتوايي متفاوت، اين نگرش را نگرش دلخواه خبرنگاران بي طرف، منطقي و رئاليست مي داندو اگر مدلهاي اول و دوم را با هم تركيب كنيم، مي توانيم در ارتباط با سوال ارزش افزوده ، كلي تر برخورد كرده و ببينيم آيا انواع مشخص خبرنگاري شبكه اي، در واقع نوع ارتقاء يافته خبرنگاري سنتي از طريق راديو، تلويزيون ، مطبوعات و غيره هستند يا خير.
نوع ايده ال و عادي خبرنگاري شبكه اي ، نمي تواند صرفا تركيبي از ارزش افزوده هاي انواع متمايز آن باشد .اگر يك سايت خبري بخواهد محاوره اي شود، يا يك سايت بحث و مناظره بخواهد محتواي خبري با كيفيت بالا ارايه كند، اتاق خبر بايد متحول شود و با تصميمهاي دشواري درباره ارزشها، اهداف و استانداردها، جنبه هاي تجاري و مشكل آفرين فرايند چاپ و بسياري مسائل ديگر، مواجه شود .براي رسيدن به يك نتي جه گيري كلي درباره خبرنگاري شبكه اي ، شايد بد نباشد نگاهي هم به استراتژيهاي جديد توليد اخبار شبكه اي بيندازيم .اين استراتژيها در مجموع ، ما را در استفاده از قابليتهاي فرامتن ، محاوره اي و چند رسانه اي ، راهنمايي كرده و مشكلات اساسي در استفاده از قابليتهاي چندگانه را گوشزد مي كنند .
استراتژيهاي جديد
سه استراتژي براي بحث در اين مقوله انتخاب شده است :گزارشگري تفسيري ، خبرنگاري منبع باز و سايت هاي خبري كاملا محاوره اي .اين استراتژيها به اين دليل انتخاب مي شوند كه مي توانند ارزش افزوده انواع مختلف خبرنگاري شبكه اي را به طور همزمان ، مخاطب قرار دهند .هر سه استراتژي ، تا حدودي بر اين فرض استوارند كه خبرنگاري مي تواند از قابليتهاي شبكه براي افزودن به ارزش رسانه هاي خبري موجود، استفاده كند .اين سه استراتژي ، سه عامل متمايز در انتشار شبكه اي را به ترتيب مخاطب قرار داده و مي توانند در يك سايت خبرنگاري شبكه اي با هم تركيب شوند.
گزارشگري تفسيري
تفسير كردن به معني اضافه كردن توضيح به يك سري اطلاعات يا اضافه كردن اطلاعات تفسيري است. اخيرا در تحقيقات مربوط به خبرنگاري بين المللي ديده شده است ، كه خبرنگاران براي تفسير يا افزودن اظهار نظر و تحليل اطلاعات اهميت خاصي ، قائل هستند .به عبارت صريح تر، در گذشته خبرنگاران فقط وظيفه داشتند اطلاعات خبري را به مردم برسانند .اما اكنون مسووليت تحليل و توضيح مسائل پيچيده ، نيز بر عهده آنهاست .برخي از منتقدان رسانه اي از اين وضعيت راضي نيستند و معتقدند كه هيچ كس به اظهار نظر اضافي نياز ندارد. مي توان چنين ادعا كرد كه اينترنت و شبكه جهاني وب، يك نظام منسجم گزارشگري را به همراه تفسير خبر، به ارمغان آورده اند .هدف اين مدل از خبرنگاري، جمع آوري اطلاعات، توصيف جزئيات و راهنمايي علاقمندان در مورد دسترسي به اين اطلاعات است .نمونه هايي از اين نوع گزارشگري در سايت هايي چون Slashdot ديده مي شود .در اين سايت ها، كاربران مي توانند محيطي را به وجود بياورند كه در آن، مخاطبان هم گيرنده اطلاعات باشند و هم بتوانند اطلاعات و اظهار نظرهاي خود را به ديگران منتقل كنند .در رسانه هاي سنتي نيز سبكهاي مشابه در حال ظهور هستند .خبرنگاري به همراه تفسير به عنوان خبرنگاري درباره خبرنگاري و با هدف ارايه خدمات ، تعريف مي شود .
خبرنگاري منبع باز
اينترنت ، ميليونها كارشناس و متخصص در امر اطلاع رساني را در يك ساختار ارتباطي به هم پيوند داده و يك محفل كاملا ايده ال را براي بهبود خبرنگاري به وجود مي آورد. اينترنت به واقع مرزهاي موجود در خبرنگاري را كم رنگ كرده و يك تعريف كلي تر از خبرنگاري را امكان پذير ساخته است. با توجه به سطوح فزاينده آموزش به ويژه در دموكراسيهاي غربي و رشد در جهت بازارهاي تخصصي تر، استفاده از كارشناسان اطلاعات لااقل به دشواري تامين آينده خبرنگاري نيست .امتيازات خبرنگاري منبع باز و البته معايب آن ، بايد مورد بررسي قرار گيرد .در مطالعه اي كه با شركت خبرنگاران شبكه اي هلندي در سال 1999 انجام شد، 69 درصد با اين نظر موافق بودند كه براي توقيف يك سايت خبري ، وجود يك رابط محاوره اي قوي با مخاطبين ضرورت دارد .
سايت هاي خبري كاملا محاوره اي
در خبرنگاري ، محاوره اي بودن بدان معني است كه فعاليت خبرنگاري بايد از يك اصل مهم در اين حرفه فاصله بگيرد: توزيع اطلاعات در يك قالب واحد صوت ، تصوير، متن. اين مساله ممكن است در خبرنگاري شبكه اي به وقوع نپيوندد، اما من معتقدم كه اين حيطه خاصي درحرفه رسانه اي است كه ما مي توانيم آن را براي اولين بار تجربه كنيم.

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در پنجشنبه 25 خرداد1385 و ساعت 20:34 |
با مرگ ابومصعب زرقاوى كه ماه ها تحت تعقيب ارتش آمريكا بود و به بن لادن عراق شهرت يافت، اكنون بار ديگر نگاه ها به سوى مرد شماره يك القاعده معطوف شده است. خبرگزارى آسوشيتدپرس گزارشى را در اين مورد منتشر كرده است كه در زير مى خوانيد: به گفته كارشناسان اطلاعاتى تاكنون اين موضوع به اثبات رسيده است كه به دام انداختن اسامه بن لادن بسيار سخت تر از كشتن زرقاوى است، زيرا رهبر ارشد القاعده به گونه اى عمل مى كند كه اثرى از خود بر جاى نگذارد. پيروان بن لادن بيشتر از زرقاوى به وى وفادار هستند و مكان هاى اختفاى متعددى را نيز براى خود حفظ كرده است. مغز متفكر حملات ۱۱ سپتامبر همچنين از اينترنت و تلفن ماهواره اى استفاده نمى كند. گمان مى رود كه بن لادن در مرز پاكستان _ افغانستان مخفى شده باشد، جايى دورافتاده كه به شدت از سوى مردان قبايلى اين منطقه حفاظت مى شود. اين در حالى است كه زرقاوى در محلى به فاصله ۳۰ مايل از پايتخت عراق كشته شد. وى همچنين اواخر ماه آوريل در حالى كه يك تيربار در دست داشت و با شبه نظاميان طرفدار خود سخن مى گفت، در يك نوار ويديويى ظاهر شد. به گفته «طلعت مسعود» يكى از ژنرال هاى بازنشسته پاكستانى، بن لادن در مقايسه با زرقاوى بسيار دست نيافتنى تر است. اول اين كه وى در عمليات هاى روزانه شركت ندارد و افزون بر اين از حمايت طرفداران وفادار بيشترى نيز برخوردار است. براى سر زرقاوى ۲۵ ميليون دلار جايزه تعيين شده بود و اين معادل همان مبلغى است كه براى دادن اطلاعات جديد در مورد بن لادن بود. «هنرى كراپتون» نماينده آمريكا در مبارزه عليه تروريسم ماه گذشته ميلادى اعلام كرد كه منطقه مرزى پاكستان «بهشت امن» شبه نظاميان است. وى تاكيد كرد احتمال زيادى دارد كه بن لادن به جاى افغانستان در اين منطقه مخفى شده باشد. به گفته يك مقام امنيتى پاكستان بن لادن از اينترنت و تلفن ماهواره اى استفاده نمى كند. وى گفت: «بن لادن سرنوشت كسانى را كه از تلفن ماهواره اى استفاده كرده اند، شاهد بوده است. او ديده است كه بسيارى از آنان توسط ما دستگير شده اند.» اين مقام امنيتى پاكستان كه مى خواست نامش فاش نشود، گفت نيروهاى پاكستانى در كنار آمريكايى ها در افغانستان تلاش مى كنند كه به بن لادن نزديك شوند، اما «ما تاكنون به هيچ سرنخى در مورد محل اختفاى وى نرسيده ايم.» ژنرال «ظهير عظيمى» سخنگوى وزارت دفاع افغانستان گفت كه اميدوار است مرگ زرقاوى نيروى جديدى به تلاش ها براى شكار بن لادن تزريق كند. وى تصريح كرد: «شكار بن لادن ادامه دارد.» • ملاعمر: هر جوانى مى تواند زرقاوى شود بيانيه اى كه به ملاعمر رهبر طالبان نسبت داده شده است، مرگ زرقاوى را تسليت گفته و تاكيد كرده است كه مبارزه در افغانستان ادامه خواهد داشت. عمر در اين بيانيه از «شهادت زرقاوى» ابراز اندوه كرده است، اما در عين حال گفت كه مرگ وى مقاومت در عراق را تضعيف نخواهد كرد، «زيرا اين مقاومت مردم است و هر جوانى مى تواند زرقاوى شود.» در بخش ديگرى از اين بيانيه آمده است: «مى خواهم به همه دنيا اطمينان دهم كه ما از تلاشمان دست نخواهيم كشيد.» هم اكنون بيش از ۲۰ هزار تن از نيروهاى ائتلاف به رهبرى آمريكا در افغانستان در تعقيب طالبان و نيروهاى القاعده هستند. پاكستان در منطقه قبايلى پاكستان ۸۰ هزار نيرو دارد. منطقه اى كه محتمل ترين محل اختفاى بن لادن و دستيار ارشد وى ايمن الظواهرى است. به گفته يكى از ديپلمات هاى غربى حاضر در اسلام آباد اين دو رهبر القاعده هم اكنون از فعاليت هاى شبكه مذكور فاصله زيادى گرفته اند. اين ديپلمات كه مى خواست نامش فاش نشود، افزود: «آنها مى توانند از دام هايى كه برايشان پهن شده است، فرار كنند زيرا ارتباط چندانى با ديگران ندارند و به گونه اى فعال در عمليات هاى القاعده مشاركت ندارند. دستگيرى آنها بسيار مشكل است، اما عمليات تعقيب توانسته است وادارشان كند كه جايگاهى سمبليك را به نقشى عملياتى ترجيح دهند.» وى در ادامه مى افزايد: «سخن گفتن از نزديك شدن به آنها چندان معنايى ندارد. يك روز اين دو كشته يا دستگير مى شوند.»
+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در سه شنبه 23 خرداد1385 و ساعت 15:4 |

با حضور اساتید برجسته ارتباطات و با سخنرانی دکتر معتمد نژاد نشست علمی تحت عنوان ایران و جامعه اطلاعاتی (نگاهی به مصوبات اجلاس عالی تونس فرصت ها و چالش ها ) در مرکز تحقیقات صدا وسیما برگزار می گردد.

زمان : دوشنبه ۳۰/۹ الی ۱۲

آدرس:خیابان ولیعصر ـ صدا وسیما ـ ساختمان اداری جام جم ـ سالن کوثر

+ نوشته شده توسط گروه کارشناسان ارشد ارتباطات در یکشنبه 21 خرداد1385 و ساعت 11:50 |

اصغر فروغ‌الدين‌عدل گفت: لحن كلام گوينده تلويزيون و راديو از عوامل موثر در ايجاد هيجان است.

اين روان‌شناس درباره‌ي وظيفه‌ي رسانه‌ي ملي در ايام جام‌جهاني به خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا گفت: بازي‌هاي جام‌جهاني به طور عادي داراي هيجان است. لحن كلام گزارشگر مي‌تواند هيجاني اضافه‌ي ايجاد كند پس براي اين كه عوارض منفي آن بيشتر نشود بايد به تعديل هيجان پرداخت.

وي در ادامه اظهار كرد: يكي ديگر از عوامل موثر بر ايجاد هيجانات كاذب، القاء انتظار بيهوده از طرف رسانه به افراد است. به عنوان مثال، ايجاد انتظار دائمي برد ايران در بازي‌هاي جام‌جهاني.

فروغ‌الدين عدل درباره‌ي نقش رسانه در كنترل هيجان اجتماعي تصريح كرد: وقتي به طور مكرر به مسائلي كه بار هيجاني بالايي دارند پرداخته شود، واكنش‌هاي تندتري را در افراد منجر مي‌شود.

وي در ادامه به ابعاد اجتماعي - رواني تلويزيون پرداخت و گفت: مردم معمولا نگرش خاصي نسبت به تلويزيون دارند و به هر خبر و پيامي از سوي آن متكي مي‌شوند. به عنوان نمونه، پخش برنامه‌هايي چون عدم امنيت و ترس و نظاير آن باعث مي‌شود مردم احساس كنند كه اين موارد درجامعه وجود دارد. بنابراين بايد سياستگذاري كلاني وجود داشته باشد كه اين پيام‌ها از رسانه كنترل شود.

اين روانشناس ادامه داد:پس اگر رسانه جو شاد و هيجانات مثبت را القاء كند در روحيه‌ي كل جامعه اثر مي‌گذارد. زيرا تلويزيون وسيله‌اي است كه كودك و نوجوان و حتي بزرگسالان را مي‌تواند تحت تاثير هيجانات مثبت و منفي قرار دهد.

عدل در پايان نسبت به كنترل تغذيه (خوردن مكرر تخمه)هنگام تماشاي مسابقات فوتبال از تلويزيون هشدار داد و بيان كرد: بعضي از افراد در مواقعي كه هيجاني مي شوند يكي از مكانيزم‌هايشان اين است كه كنترلي روي تغذيه‌شان ندارند. در نتيجه اين هيجان وارد شده در آن‌ها هم عوارض دروني و هم مشكلات فيزيولوژيكي و جسمي را ايجاد مي‌كند.

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در شنبه 20 خرداد1385 و ساعت 9:39 |
نگاهي به يك اصطلاح در روزنامه نگاري
Beat Reporting ; خبرنگاري حوزه اي

جام جم آنلاين: Beat Reporting به نوعي از گزارشگري تخصصي گفته مي شود كه در آن گزارشگر يا گزارشگران به صورت روزانه تنها با يك موضوع سر و كار دارند و مجبورند هر روز يا حتي هر ساعت براي پوشش حوزه تخصصي خود به منابعي تكراري و آدم هايي هميشگي رجوع كنند.
اگر كسي براي ده سال – كمتر يا بيشتر ، مهم استمرار و تجربه است - فقط و فقط مثلا در حوزه بانك ، بورس يا يك رشته خاص ورزشي مثل فوتبال در روزنامه يا رسانه ديگري خبر يا گزارش بدهد ، يك بيت ريپورتر است.
معادلي كه مي توان براي (Beat Reporters) در فارسي پيدا كرد عنوان:«خبرنگاران حوزه اي» است كه استفاده از آن اگاهانه يا ناآگاهانه در بسياري از مطبوعات رايج است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مینا خوشکلام در سه شنبه 16 خرداد1385 و ساعت 13:24 |
ورود همشهري به جامعه رسانه اي كشور يك اتفاق مهم بود .اتفاقي كه خيلي سريع اهميت خود را با افزايش روزانه مخاطبان اين رسانه نشان داد.تغيير سايز و قطع ، صفحات تمام رنگي و ادبيات جديدي كه به نسبت كيهان ، اطلاعات و جمهوري اسلامي متفاوت بود همراه با نقد هايي كه تا آن روز كمتر در رسانه ها ديده مي شد شرايطي ايجاد كرد فرزند پر زرق و برق مطبوعات ركوردي جديد در جمع رسانه هاي مكتوب براي خود به ثبت برساند. اين روند اگرچه با تغييراتي به لحاظ محتوايي همراه بوده اما نقطه عطفي در انتشار نشريات مكتوب ديگري بود كه همشهري را الگوي خود قرار دادند. غلامحسين كرباسچي و سپس مهندس عطريانفر از جمله چهره هايي بودند كه در شكل گيري اين رسانه نقش فعالي داشتند. مهندس عطريانفر،‌ عضو حزب كارگزاران سازندگي و شوراي سياستگذاري روزنامه شرق كه امروز گرد سپيدي را بر موها و محاسنش كاملا مشهود است رسانه ديگري را مديريت مي كند كه به گفته خودش ورژن جديد همشهري است و با آنكه عطريانفر آن را رد مي كند اما يكي از دو رسانه رسمي كارگزاران و طرفداران هاشمي محسوب مي شود. از كيهان كار خود را آغاز كرده و روزگاري را در صداوسيما مشغول بوده ، در آغاز به كار همشهري، شرق و امروز هم كارگزاران نقشي اساسي داشته. شرق را متولد همشهري مي‌داند و اظهار مي‌كند كه اگر مديريتش در همشهري هم ادامه مي‌يافت باز لاجرم شرق متولد مي‌شد منتها اين‌بار در دل همشهري. به استقلال مطبوعات و رسانه‌ها از دولت كاملاً معتقد است و باور دارد كه در دنياي امروز گاهي رسانه‌هاي كوچك و كم‌عرض و طول نسبت به رسانه‌هاي عريض و طويل تأثيرگذارتر هستند. مشكل ما اينست كه به دليل وابستگي به نفت تمام دستگاه هاي دولتي و غير دولتي شكل مصرف مننده پيدا كرده اند يعني همه منتظرند بودجه اي تزريق شود تا برا هزينه كردنش برنامه بريزند و سپس منتظر بودجه بعدي و هزينه هاي بعدي باشند. موسساتي كه چسبندگي به نظام دولتي دارند گرفتار همين عارضه هستند. اينكه آدم روي پاي خودش بايستد و مستقل شود، بسيار مهم است. سال 72 كه همشهري را شروع كرديم، در زمان خود كارنويي بود، كرباسچي هم دوست ما بود، هم شهردار بود، هم مدير مسئول روزنامه بود. آن زمان تمام پول و هزينه هاي همشهري را شهرداري مي‌داد. يك بار به كرباسچي گفتيم: به اميد روزي كه رابطه مالي ما از شما قطع شود. گفت: چطور؟ گفتم تا بشود شما را نقد كرد. گفت: خوب حالا هم نقد كن، گفتم: نه حالا نمي‌شود رزق روزنامه را شما بدهيد ضمناً انتقاد هم كنيم، اين عملي نيست. عطريانفر با اشاره به روزهاي آغاز به كار همشهري گفت:دست بر قضا اين سياست را ما در همشهري تعقيب كرديم و توانستيم در كمتر از 15 ماه از بودجه شهرداري رها شويم، ضمن اينكه هيچ اتفاقي هم نمي افتاد، مي‌شد وصل بمانيم به ذخيره مالي شهرداري و پول بگيريم و هزينه كنيم. ولي حداكثر ظرف 15 ماه رسيديم به نقطه پايداري اقتصادي. در اين 15 ماه مجموعه پولي كه آقاي كرباسچي به ما داد كه عبارت بود از ساختمان روزنامه، تجهيزات وكاغذ- پول چاپ هم هيچ گاه به ما نداد- 3 ميليارد تومان شد. از سال دوم به بعد هم قرار را بر اين گذاشتيم كه اين پولي را كه شهرداري به ما داده وام قلمداد كنيم. حتي به عنوان وام با بهره قلمداد كرديم و هر سال 30 درصد بهره پرداخت كرديم. بعد ازسال چهارم حدود 5 ميليارد و اندي به شهرداري باز گردانيم. از آن نقطه به بعد هم وضعيت اقتصادي ما به سمت استقلال رفت. تنها كمكي كه ما از شهرداري گرفتيم اين بود كه اگر شهرداري به ما آگهي مي‌داد، به شهرداري تخفيف نمي‌داديم، به بخش خصوصي تخفيف مي‌داديم ولي به شهرداري نه. عطريانفر افزود:نكته دوم اينكه حجم آگهي‌هايي كه شهرداري به ما مي‌داد بالا نبود. 3درصد بود و 97درصد آگهي‌هايمان از بخش خصوصي تامين مي‌شد. علت بقا و دوام همشهري هم ناشي از همين جاست. يعني چيزي كه آقاي انتظامي در جام جم نتوانست عملي كند. گرفتاري جام جم و ايران اين بود كه بيشتر از همشهري كپي كردند. به لحاظ اقتصادي هم نتوانستند مستقل شوند و پايدار بمانند. البته ايران تلاش خود را كرد و خوشبختانه موفق هم شد ولي جام جم چون به منابع نيرومند صدا و سيما متصل بودند، پول مي‌گرفتند و خرج مي‌كردند. اين نكته بسيار مهم است كه شما بتوانيد اپتيمم حركت كنيد، اپتيمايز كردن يك سيستم عبارت است از تطبيق هزينه و درآمد يا هزينه و كارآمدي به قدري كه با كمترين هزينه بهترين كار آمدي را كسب كنيد البته فراموش نكنيم كه دوستانمان در جام جم روي كنسرسيومي كه آگهي مي‌داد به صدا و سيما حساب مي كردند و سالي 7 و8 ميليارد تومان از آنها بودجه مي‌گرفتند. شايد به نظر خيلي‌ها اينكه بتوانيم پول بگيريم و هزينه كنيم زيبا به نظر برسد ولي در دراز مدت آسيب مي‌زند. به محض اينكه با كمترين تغيير از آن رانت فاصله گرفتيد، به شما عكس العمل نشان مي‌دهد. چيزي كه سعي كرديم در همشهري اتفاق نيفتد. در همشهري هيچ كس ملزم به دادن آگهي نبود. حتي به كرباسچي مي‌گفتيم هيچ نيازي نيست كه شركت‌هايتان را ملزم كنيد 3درصد آگهي ما را تامين كنند. چون رسانه به نقطه ارزشمندي رسيده بود و خود شركت‌ها نيازمند به همشهري بودند. ما به شرايطي رسيده بوديم كه آگهي هاي همشهري 3 درصد نيازمندي هاي ما را تامين مي كرد و حتي بسياري از آگهي ها بايد 7 و 8 بار درنوبت مي‌ماندند تا چاپ شود. ازطرفي كارمان را ارزان نمي‌فروختيم. يكي از دغدغه‌هاي اهالي رسانه اين است كه حتماً‌ بروند از آگهي‌هايي كه در ارشاد تحت عنوان آگهي دولتي توزيع مي‌شود استفاده كنند. ما در همشهري از اين اگهي‌ها چاپ نمي‌كرديم.موارد خيلي استثناي ما بخش‌هاي فرهنگي بود. ريسس شوراي سياستگذاري روزنامه شرق افزود: كار خصوصي نيازمند يك نوع هوشياري و هوشمندي بسيار جدي است. يعني نبايد اكتفا كرد به پول‌هايي كه اگر نامش را رانت نگذاريم از باب دلجويي شما و محبت در حق شما به شما داده مي‌شود. اگر رسانه‌اي كار با كيفيت ارائه كند به سراغش مي‌روند. اين درمورد شرق و همشهري واقعاً اتفاق افتاد. حتي اگر بگوييم كه همشهري پشتوانه‌اي مثل شهرداري داشت ولي شرق بهترين سند است كه در بد ترين شرايط مطبوعات و زماني كه كسي اميدي نداشت و مي‌گفتند شكست مي‌خوريد،‌ توانست موفق شود. عطريانفر با اشاره به اينكه احتمال برخورد با شرق به لحاظ توع ديدگاه سياسي بالا بود گفت: همچنين توجه داشتيم كه به هيچ عنوان هيچ نيرويي از همشهري را جذب نكنيم كه شائبه سو استفاده در ذهن پيش بيايد. حتي بچه هايي كه اعتقاد به همكاري با تيم جديد در همشهري هم نداشتند و كار را زمين گذاشته بودند، ايستادند. درحقيقت در كف ياس و نااميدي حركت شرق را شروع كرديم. به لحاظ نوع كار هم كاملاً متفاوت شروع كرديم چيزي كه ذائقه سياسي ما پذيراي آن نبود. مردم از روزنامه توقع داشتند كه تيتر خبر را سريع ببينند و رد شوند. در واقع ما آمديم سبك جديدي را آزمايش كرديم، شروع كرديم، مقاومت كرديم تا ثمر داد. هر چند كه ما همين الان هم مشكلات بسياري سر راهمان هست. مثلاً گرفتاري‌هاي مالي زياد داريم ولي امروز به نقطه‌اي پايدار رسيده‌ايم. تا كنون حدود 23 ميليارد تومان در شرق هزينه كرده‌ايم ولي حدود 21 ميليارد تومان هم در آمد داشته‌ايم. يكي، 2 ميليارد توماني كه اختلاف هزينه و درآمد ماست در واقع در اين چرخش مالي مبلغ ناچيزي است. وي افزود:خاطرم هست وقتي دومين شماره روزنامه منتشر شد رفتم پيش آقاي هاشمي و گفتم: آقاي هاشمي ما چنين كاري را كرديم. درست چيزي كه برخلاف آن طرح مي‌شد و مي‌گفتند پشتوانه سياسي يا مالي‌ شرق آقاي هاشمي است و اتفاقاً اگر اينگونه بود تا حالا با آن برخورد شده بود و اتفاقاً چون پاك است و چيزي وجود ندارد و بي آلايش اين حركت صورت گرفته، حس دلبستگي به آن به حدي است كه حتي مخالفين فرهنگي شرق دوست دارند صدا و نگاهشان را از طريق شرق به اطلاع خوانندگان برسانند. در انتخابات سال 84 از 8 نفر كانديداجز آقاي احمدي نژاد همه نه تنها با شرق مصاحبه كردند و به جز آقاي هاشمي همه آمدند روزنامه شرق و علاقمند بودند كه از اين تريبون سخن بگويند. بعد از آن هم حتي آقاي احمدي نژاد هم ابراز موافقت كردند ولي بعد بچه‌ها رفتند و برخورد مناسبي با آنها نشد. آقاي احمدي نژاد كه شهردار شد من دوستانه از اوجدا شدم. خودم پيشنهاد دادم كه شما زودتر تكليف را مشخص كنيد ما هم آزاد مي‌شويم. ولي توقع نداشتند كه شرق متولد شود و فكر مي‌كردند كه شرق رقيبي است براي همشهري؛ در حاليكه اينطور نبود. من به همشهري وابستگي دارم و در همشهري زحمات زيادي كشيده‌ام. مگر مي‌شود كه انسان10 سال و نيم از عمر خود را در يك موسسه فرهنگي بگذراند بعد به آن دلبسته نباشد. حتي به ايشان استدلال مي‌كردم كه شرق ادامه راه همشهري است در يك شكل جديد. همشهري كه بايد به روز مي‌شد در شرق به روز شد. اگر ما امكان تداوم مديريت در همشهري را داشتيم، باز هم به اينجا مي رسيديم و شرق در درون همشهري متولد مي‌شد. مدتي هم آزمايشي كار كرديم كه در قالب همشهري جوان منتشر مي‌شد. عضو حزب كارگزاران سازندگي با تاكيد بر استقلال اقتصادي رسانه ها گفت:استقلال فرهنگي رسانه حتماً يك پيش نياز دارد به نام استقلال اقتصادي. امروز يكي از چالش‌هاي عمده در سپهر و فضاي سياسي اين است كه تا شما نتوانيد به لحاظ مالي استقلال پيدا كنيد يا حداقل نياز جامعه را تامين نكنيد يا خانواده‌هاي شما نتوانند به حداقلي از رفاه برسند شعار توسعه سياسي، شعار پيشرفت اجتماعي و انديشيدن به موضوعاتي فراتر از شكم و امنيت شوخي است. هم به لحاظ تئوري و همه به لحاظ تجربه و آزمون معتقدم كه تا رسانه‌ها استقلال مالي نداشته باشند نمي‌توانند در حوزه فرهنگي هم مستقل باشند و بالاخره سريك پيچ مي‌مانند. من درسال 58 تلويزيون بودم. يك روز آقاي محسن رفيق دوست آمد به محل كار ما. من آن زمان دانشجو بودم. خاطرم هست يك روز ايشان جمله عجيبي به من گفت. من آن وقت خيلي نفهميدم. گفت: شما كه نمي توانيد كار سياسي كنيد من مي‌توانم كار سياسي كنم، گفتم: چرا؟ گفت: چون جيبم پر از پول است. ما آن روز حرف ايشان را جدي نگرفتيم و خنديديم. چون حرف آن روز وي با ادبيات سياسي رايج ما در آن زمان سازگاري نداشت كه پول بخواهد تعيين كننده باشد. ولي 2 و 3 سال پيش كه وي را ديدم، گفتم: حاج محسن تو يك زماني يك چيزي را به من گفتي كه من آن زمان نفهميدم ولي حالا به آن پي برده‌ام. اين بيان واقعيتي بود كه وجود داشت و وجود دارد. در هر حال رسانه‌ها بايد سعي كنند اين وضعيت را در درون خود به وجود بياورند كه به آنها اين امكان را بدهد اقبال به سمت‌شان باشد و بتوانند درآمد كسب كنند .پس از آن به نقطه‌اي مي‌رسند كه حتي اگر به لحاظ سياسي در ظرف سياسي حكومت نگنجند و آنها را نپسندند با جمع بندي‌هايشان،‌ آنها را تحمل مي‌كنند. درست مثل وضعيت امروز شرق. شرق در دستگاه سياسي جامعه ايران خيلي پسنديده نيست اما جمع بندي مي‌كنند كه وجود اين تريبون ضرورت دارد. زمانه عجيبي است، اتفاقاتي در دنيا در حوزه كلان سياسي رخ داده كه لاجرم در حوزه رسانه ها هم خودش را نشان داده و تحول بزرگي كه در عرصه فناوري و هاي تكنولوژي به وجود آمده و نظم مستقر را تغيير داده و نگاه را به دنيا عوض كرده، موضوع شبكه هاي ارتباطي است كه تحول در مفاهيم ايجاد كرده و مفاهيم امنيت ملي و حاكميت و عملكردشان را عوض كرده است. مفهوم حاكميت اكثريت عوض شده، اتفاقات مهمي كه در طول 27 سال گذشته به لحاظ الكترونيك درجهان به وقوع پيوسته لاجرم رسانه ها را نيز اسير خود ساخته است. در گذشته تنها 3 و 4 خبرگزاري بزرگ بيشتر وجود نداشت كه روزانه ميليون ‌ها كلمه جابجا مي‌كرد.ايتارتاس، آسوشيتدپرس، يوناتيدپرس و... امكان نداشت در دنيا خبري توليد شود كه يكي از اين 3 و 4 خبرگزاري منبع آن نباشد. اگر در حد فعاليت هاي بومي هم در كشوري اتفاقاتي مي‌افتاد برد جهاني نداشت. خبرگزاري‌ها و رسانه‌هاي بزرگ جهان بودند كه افكار عمومي را جهت مي‌دادند و هدايت مي‌كردند. سياست‌هاي تبليغاتي حاكم بر اين خبرگزاري‌ها به آنها اجازه مي داد كه مظلوميت اسرائيل را به رخ بكشند و آنجا كه مي‌خواستند اسرائيل را ادب كنند، مظلوميت فلسطيني‌‌ها را به رخ مي‌كشيدند. وقتي مي‌خواستند يك كشور و مسئولانش را به عنوان عناصر بربر و نادان معرفي كنند، اين كار را مي‌كردند. اگر قرار بر اين بود كه از حادثه‌اي در آمريكا و غرب تصويري متفاوت از واقعيت آن نشان دهند، اين كار را مي‌كردند و افكار عمومي تابعي بود از جريان خبري دنيا. اين هم تناسب داشت با نوع حاكميت سياسي دنيا. نظام سياسي حاكم بر دنيا اين قطب بندي را ايجاد كرده بود. اراده حاكمان بزرگ تعلق به آن مي‌گرفت كه اين اتغاق بيفتد و مي‌افتاد. بلوك شرق و غرب تصميم مي‌گرفتند و حياط خلوت‌هايي براي خود داشتند. يكي اروپاي شرقي را داشت و ديگري اروپاي غربي را داشت. آسياي جنوب شرقي هم كه از حيطه آنها خارج بود مسابقه مي‌گذاشتند كه آن را با خود همسو كنند و درنهايت هم تصميم و اراده متعلق به بزرگترين قدرت بود. ولي امروز ديگر اين نظريه وجود ندارد. نحوه اداره جهان از شيوه گذشته‌اش خارج شده و تغيير يافته .امروز صداي اقليت به گوش همه مي‌رسد. ديگر سرنوشت اقليت به قدرت حاكم بر جهان بسته نيست. شما حتي يك دهم درصد از شركتي سهم داشته باشيد، راي شما بايد به حساب بيايد و در تصميمات مديريتي بايد تاثير داشته باشيد. حتي فراتر از آن يك شركت موفق نه تنها براي سهامداران جزء خود به لحاظ مديريتي اعتبار قائل است و آنها را مشاركت مي‌دهد بلكه براي مشتريانش هم سهم قائل است، چون بزرگترين ركن پايداري و دوام شركت بر آن است كه مشتريان هميشه باشند و وقتي مشتريانت را از دست بدهي ضرر كرده‌اي. در ادبيات جديد جهان اعتبار مشتري از ارزش پول و سرمايه بيشتر و مهمتر است. عطريانفر براي اثبات اهميت همه واحد هاي رسانه اي حتي واحد هاي كوچك مثالي اقتصادي مي زند:خاطرم هست روزي با يك شركت بزرگ آلماني در خصوص موضوعي صحبت مي‌كرديم كه موضوع مورد بحث در حد يك ميليون دلار بود اين شركت بسيار از خود نشاط نشان مي‌داد تا اين قرارداد منعقد شود. از آنها پرسيدم كه يك شركت 10 ميليارد دلاري چطور مي‌شود كه در يك پروژه كوچك در حد يك ميليون دلار اينقدر از خود انعطاف نشان مي‌دهد. طرف قرارداد گفت: ما از اين راه اين 10 ميليارد دلار را جمع كرده‌ايم. اين 10 ميليارد دلار مجموعه همين قرادادهاي يك ميليون دلاري است. من اگر به اين قرارداد بي‌تفاوت باشم به بقيه هم بي‌تفاوت خواهم بود و همين بنيان شكست ماست. درست مثل يك انسان و يك ارگان زنده. همان‌طور كه يك انسان در مقابل همه چيز واكنش دارد تك‌تك سلول‌هاي او نيز در برابر آسيب‌ها موضع دفاعي دارند و در شرايط عادي پيشرفت مي‌كنند. تمامي روح حاكم بر يك موجود زنده مثل انسان در واقع بر يك سلول هم حاكم است. اگر در رسانه هم اين نگاه حاكم باشد پايداري آن رسانه تضمين خواهد شد. اگر قرار است در يك شكل اقتصادي رقم‌هاي يك ميليون دلاري همان نقش 10 ميليارد دلار را داشته باشند در عرصه رسانه هم اين اتفاق مي‌افتد، يك خبرنگار ابوغريب را مطرح مي‌كند كه دنيا را تكان مي‌دهد. اگر تا چندي پيش چند تا خبرگزاري قدرتمند بودند كه افكار عمومي را درجهت اهداف خود هدايت مي‌كردند، امروز اين روند تغيير يافته و افكار عمومي جهان هستند كه به تعداد واحدهاي خود مي‌توانند خبرسازي كنند و حضور جدي در رسانه‌ها داشته باشند و در دنيا و سياست هاي حاكم بر رسانه ها را تحت انفعال خود درآورند. از اين منظر، در دنياي امروز حجم و تعداد كاركنان يك رسانه ديگر مهم نيست. هر واحد در اشل خود مي‌تواند تاثيرگذار باشد. در جهان امروز كوچك زيباست و سازمان‌هاي كوچك مي‌توانند موفق‌تر و تاثيرگذارتر از سازمان‌هاي بزرگ عمل ‌كنند. چه بسا رسانه‌اي در حد كوچك، توليد و اثربخشي توليداتش از خبرگزاري‌هاي بزرگ بيشتر باشد. من بدون ادعا معتقدم، شرق كه در حضيض قدرت مطبوعات در حاليكه كسي هم پشتوانه آن نبود كار خود را آغاز كرد، در زمينه توليد اخبار و اطلاعات حتماً در مقايسه با كيهان و اطلاعات در زمان خودشان موفق‌تر توانست عمل كند. در حاليكه آنها تمام قدرت دربار و قدرت اطلاعات و جهانگردي زمان خود و قدرت داريوش همايون، حتي شاه و سناتورهاي مجلس را به عنوان پشتوانه خود داشتند و شرق اين پشتوانه‌ها را نداشت. از اين روست كه اراده هاي خرد و توانمندي‌هاي خرد در كنار هم مي‌توانند كارهاي بزرگ انجام دهند. از طرفي يك رسانه بايد توجه داشته باشد كه توفيقاتش محصول مديريت مديران مجموعه نيست و نقش مديران مثل نقش پشتيبان است. آنچه كه يك رسانه را مي‌تواند موفق كند، حضور خبرنگارها و عوامل توليد باانگيزه و توانمند است كه يك رسانه را درخور توجه مي‌سازد. هر قدر هم كه مدير رسانه در انجام وظيف مديريتي خود موفق باشد، اگر نيروهاي مولدش خوب كار نكنند، حاصل كار او بيش از آب درهاون كوبيدن نخواهد بود. از اين روست كه يك رسانه بايد از نيروهاي خود همواره حمايت كند، حتي در جايي كه خطا مي‌كنند. در درون مجموعه به خاطر خطاها آنها را مواخذه كند ولي در بيرون از مجموعه از همه حيثيت آنها دفاع كند. اين نحوه ارتباط ميان مديريت و نيروهاي مولد مي‌تواند به رسانه توانايي بالايي ببخشد. وي كه يارانه هاي دولتي به مطبوعات را بلاي جان رسانه ها مي داند در تبيين ديدگاه خود گفت:يكي ديگر از آسيب‌هاي رسانه‌ها نيز در كشور ما وجود سوبسيدهاي دولتي است. من اين آسيب را به همه وزاري ارشاد طي سال‌هاي اخير گوشزد كرده‌ام به آقاي صفارهرندي هم گفتم. در جلسه اي با حضور بچه هاي روزنامه نگار اين را گفتم و مورد ملامت روزنامه‌نگاران هم قرار گرفتم. در حالي كه آنها در اشتباه هستند و فكر مي‌كنند كه سوبسيدهاي دولتي به نفعشان است. وقتي كه اين پول مي‌آيد دست‌ رسانه‌ها،‌ عموماً وسوسه مي‌شوند كه آن پول را به جيب بزنند و موضوع رسانه و هزينه كردن براي آن به موضوع درجه 2 اهالي رسانه تبديل مي‌شود. حال آنكه اگر اين سوبسيد قطع شود روزنامه به اين فكر مي‌افتد كه اگر بخواهد بماند بايد خوب توليد كند تا خوب بفروشد. به نظر من 20و30 ميليون دلاري كه دولت براي حوزه نشر و مطبوعات گذاشته، هيچ اثر فرهنگي در جامعه ندارد و تنها تبديل مي‌شود به يك واحد مسكوني يا يك وسيله نقليه زيرپاي چند نفر به عنوان مديران رسانه‌ها. كل پولي كه ارشاد در طول اين 3 سال به شرق داده حدود يك و نيم ميليون دلار است يعني حدود750 ميليون تومان كه در قياس با 23 ميليارد توماني كه هزينه كرده ايم هيچ است. وب درابطه با كارگزاران و فعاليت آن گفت:به عقيده من كارگزاران يك حزب نيست. از ميان احزاب به نظر من تنها احزابي كه واقعاً مي‌توان گفت كار حزبي مي‌كنند، حزب مؤتلفه و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي است كه احزابي اصيل و ريشه‌دار هستند. در حالي كه حضور كارگزاران در سال 74 ازجنس يك تحول بود. از اول هم قرار نبود كارگزاران يك حزب باشد. مشاركت حزب است چرا كه محصول تحولي است به نام دوم خرداد و از آنجا ريشه گرفته ولي كارگزاران خود مبدا يك تحول بود، جماعتي آمدند گفتند ما حرف‌هاي نويي داريم و ايده‌هاي خود را طرح كردند و فضا را تغيير دادند. فكري كه تحولات آن روز را ايجاد كرد، امروز نمي‌تواند در قالب يك حزب اسير شود. متأسفانه امروز دوستان ما هم ابا مي‌كنند كه بيايند در كارگزاران نوسازي كنند. در نوسازي كارگزاران بايد تمام عوامل گذشته بروند و نيروهاي جوان بيايند ذيل اين تابلو و فعاليت كنند. خيلي هم خوب است ولي دوستان ما نه حالش را دارند از اين كرسي بلند شوند نه حالش را دارند كه بر اين كرسي اعمال مديريت كنند. وي در رابطه با اينكه آيا كارگزاران به هاشمي پيشنهادي مبني بر حضور يا عدم حضور در انتخابات خبرگان داده يا نه ؟ گفت:رفتار انتخابات در كشور ما مبناي حزبي ندارد و بهترين احزاب هم در كشور ما در انتخابات رفتارهاي انتخاباتي‌شان متفاوت ازسياست‌هاي حزبي‌شان است.روزنامه‌ها معمولاً حرف‌هاي يك فرد را مي‌برند به تشكيلات ربط مي‌دهند تا برد بيشتري داشته باشد. آقاي هاشمي خيلي گوش به حرف كسي نمي‌دهد. جمع‌بندي‌هاي خودشان برايشان مهم است. اينكه چه فردي بگويد، چه جمعي بگويد و چه كسي توصيه كند برايشان مهم نيست. هاشمي رفسنجاني كار خودش را مي‌كند و اگر احساس كند كه بايد در انتخابات خبرگان حضور داشته باشد، شركت مي‌كند.
+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در یکشنبه 14 خرداد1385 و ساعت 9:47 |
مدير سايت خبري - تحليلي " خبرنگار " گفت: « به دليل انجام نشدن پژوهش در حوزه‌ي وبلاگ‌ها، بسياري از بلاگر‌هاي ايراني، ادبيات استفاده از اين پديده را نمي‌دانند.» مهدي نور علي‌شاهي، در گفت‌وگو باخبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگ‌هاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به كم بودن ميزان پژوهش‌هاي صورت گرفته در حوزه وبلاگ، گفت: « انجام پژوهش در ايران نيازمند تشكيل يك سازمان كلي در خصوص بررسي اين حوزه است، ولي متاسفانه به دليل مشخص نبودن جايگاه وبلاگ، هنوز امكان پژوهش در آن وجود ندارد.» وي با بيان اين كه، تصميم گيري‌هاي كلان در فرهنگ و سياست وابسته به پژوهش در حوزه وبلاگ است،‌گفت: « برگزاري جشنواره‌هاي مختلف وبلاگ‌نويسي، يكي از راهكارهاي بررسي و تمايز وبلاگ از ديگر رسانه‌ها و رفع نواقص اين رسانه است.» نورعلي‌شاهي اظهار داشت: « خود اصلاحي، يكي از ويژگي‌هاي اصلي علم به شمار مي‌رود كه پژوهشگر در حوزه‌ي وبلاگ را به اين سمت رهنمون مي‌كند تا پژوهش‌هاي خود را در اختيار ديگران قرار دهد، كه البته خود اصلاحي براي پژوهش در وبلاگ ميسر نشده است.» وي همچنين گفت: « حضور وبلاگ در جامعه‌ي جهاني اينترنت و بررسي كاركردهاي آن و همچنين تحليل كيفي اين پديده، مهم ترين محورهاي پژوهش در وبلاگ‌هاست.» وي ادامه داد: « بررسي گرايش‌ها و خواسته‌هاي گروه وبلاگ‌نويسان، نحوه‌ي پاسخگويي به خواسته‌هاي آنان و همچنين بررسي و شناسايي استعدادها ا ز ديگر محورهاي پژوهش در حوزه‌ي وبلاگ‌ها است.» به گفته‌ي وي، با توجه به ا ين كه حدود دو سوم از بلاگرها، يك تعريف كلي و جامع از وبلاگ ندارند، پژوهش در حوزه وبلاگ،‌ در اين زمينه راه حل‌هاي مناسبي را ارايه مي‌دهد. وي گفت: «به دليل اين كه اينترنت و وبلاگ متولي خاصي ندارد، پژوهش در اين حوزه نيز نمي‌تواند متولي يا نهاد خاصي داشته باشد، ولي هر نهاد يا گروهي كه به طريقي بخواهد اين پژوهش را انجام دهد بايد حداقل ارتباط را با حوزه‌ي " رسانه " داشته باشد و افرادي با نگاه انتفاعي و به دور از دغدغه‌هاي روزمره ايراني به سراغ پژوهش بيايند.» مدير سايت "خبرنگار" در پايان گفت: « اينترنت در ايران دوران نوزايي خود را مي‌گذارند و اين امر موجب شده كه اگر پايان‌نامه‌اي نيز در خصوص وبلاگ‌ها انجام شده، به دليل اما و اگر‌هاي موجود در‌هاله‌اي از ابهام و عدم اطلاع‌رساني دقيق منتشر شود. در صورتي كه بايد حمايت‌هاي كامل مادي و معنوي از اين پايان نامه‌ها وجود داشته باشد.»
+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در سه شنبه 9 خرداد1385 و ساعت 12:49 |
روزنامه لس آنجلس تايمز در ايالت كاليفرنيا چاپ و در سراسر غرب آمريكا توزيع مى شود. تا سپتامبر ۲۰۰۵ اين روزنامه با شمارگان ۸۴۳ ۴۳۲ خواننده در هر روز دومين روزنامه كلان شهرها پس از نيويورك تايمز در آمريكا بوده است. در حال حاضر سردبيرى اين روزنامه را دين پى. بكت به عهده دارد و مالكيت اين روزنامه در اختيار شركت تريبيون است. به طور كلى لس آنجلس تايمز از موضعى بيطرفانه در ارائه مطالب برخوردار است اما در بخش سردبيرى داراى گرايش چپ ميانه است. در گذشته اين روزنامه مالك ايستگاه تلويزيونى KTTV بود. لس آنجلس تايمز ۳۷ جايزه پوليتزر را تا سال ۲۰۰۴ به دست آورده است. از جمله آنها مى توان به ۴ جايزه اشاره كرد كه در رابطه با ترسيم كاريكاتور در سرمقاله كه هر يك از موارد در زمينه گزارش هاى خبرى روشنگرانه مربوط به آشوب هاى واتزو شورش هاى سال ۱۹۹۲در لس آنجلس دريافت شده است. در سال ۲۰۰۴ اين روزنامه با كسب ۵جايزه، از نظر تعداد دريافت جوايز در يك سال پس از نيويورك تايمز، مقام دوم را تصاحب كرده است. بر طبق سالنامه جهانى، در سال هاى اخير روزنامه لس آنجلس تايمز درميان روزنامه هايى كه در سطح آمريكا به صورت گسترده توزيع مى شود به مقام چهارم نايل شده است.
• تاريخچه
اين روزنامه در ابتدا با عنوان لس آنجلس ديلى تايمز در ۴ دسامبر سال ۱۸۸۱ انتشار يافت اما به زودى ورشكست شد. كمپانى ميرور كه چاپخانه اين روزنامه بود، اداره آن را به دست گرفت و كلنل هريسون، گرى اوتيز ستوان سابق اتحاديه ارتش سابق را به عنوان سردبير اين روزنامه منصوب كرد. اوتيز روزنامه را از لحاظ مالى به موفقيت رساند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در یکشنبه 7 خرداد1385 و ساعت 19:55 |
تغييرات اجتماعي زماني محقق مي‌شوند كه تفكر انسان‌ها تغيير كند
بازيگران اصلي اين تغييرات، زنان، ‌رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران هستند

مانوئل كاستلز - نظريه‌پرداز جامعه‌ي شبكه‌يي - عصر ديروز، در دانشكده‌ي ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي حاضر شد؛ اما برخلاف آنچه عنوان شده بود، سخنراني نكرد و به پرسش‌هاي استادان و دانشجويان ارتباطات پاسخ گفت.

به گزارش خبرنگار سرويس جامعه‌ي اطلاعاتي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كاستلز، به دعوت موسسه‌ي تحقيقاتي وزارت نيرو به ايران آمده است و در اولين روز سفر خود مهمان دانشكده‌ي ارتباطات علامه بود. نكته‌ي‌ قابل توجه اين بود كه سالني كه براي سخنراني در نظر گرفته شده بود، به دليل استقبال و جمعيت زياد، گنجايش كافي نداشت و اين نشست به سالن بزرگتري انتقال يافت؛ به طوري كه سالن دوم هم مملو از اساتيد، كارشناسان و دانشجويان شد.

در ابتدا دكتر هادي خانيكي - عضو هيات علمي دانشكده‌ي ارتباطات علامه - با اشاره به اين كه مانوئل كاستلز بيشتر در ميان دانشگاهيان و فن‌سالاران شناخته شده است، اما شهرت و تاثيرات نظريات او فراتر از محمل دانشگاهيان است، گفت: كاستلز در ايران در سه حوزه‌ي جامعه‌ي شبكه‌يي، فرهنگ و سياست و مديريت به عنوان يك متفكر آينده‌نگر مطرح است 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مینا خوشکلام در چهارشنبه 3 خرداد1385 و ساعت 10:25 |
مانوئل کاستلز، جامعه شناس و نظريه پرداز اسپانيايي شگفت‌زده از وضعيت "ترافيک در تهران"و استقبال گرمي که از او شده در نشستي خبري به سؤالات نمايندگان رسانه‌هاي جمعي پاسخ گفت. نويسنده سه‌گانه عصر اطلاعات، کتابي که بيش از همه مورد توجه کارگزاران رسانه‌اي است، پيش از آغاز مصاحبه مي‌گويد:« تمام رسانه‌هاي دنيا يا به قدرتهاي سياسي وابسته‌اند يا به قدرتهاي اقتصادي اما خبرنگاراني که براي رسانه‌ها کار مي‌کنند مي‌توانند مستقل باشند.»  ادامه مطلب

كاستلز: مي‌خواهم درباره ايرانيان بيشتر بدانم

+ نوشته شده توسط آرزو میرزاخانی در چهارشنبه 3 خرداد1385 و ساعت 1:1 |
شبكه جهانی «بی.بی.سی» به جای گفت‌وگو با میهمان یكی از برنامه‌ها‌ی زنده تلویزیونی، با فرد دیگری كه برای استخدام آمده بود مصاحبه كرد.

به گزارش ایرنا، «گای گوما» كه در انتظار موعد مصاحبه كاری خود بود اشتباهاً به استودیو ضبط راهنمایی شد و مجری برنامه زنده كه تصور می‌كرد با كارشناس فناوری اطلاعات روبه روست، از گوما درباره ظرایف تجارت موسیقی در اینترنت سؤال كرد. گوما هم تلاش كرد به تمام سؤالات مجری به دقت پاسخ دهد تا در مصاحبه قبول شود!

بعد از سومین سؤال، مجری متوجه اضطراب میهمانش شد و موضوع را به دبیر خبر اطلاع داد. بالاخره دست اندركاران بی بی سی متوجه شدند كه «گای گوما» را با «گای كیونی» كارشناس اشتباه گرفته و راهی استودیو كرده‌اند. كیونی هم در سالن انتظار نشسته بوده است.

منبع : http://sharifnews.ir/?18672

+ نوشته شده توسط آرزو میرزاخانی در چهارشنبه 3 خرداد1385 و ساعت 0:51 |
شرکت مخابراتی بی تی (BT) می خواهد ده ها شهر بريتانيا را به طور گسترده با اينترنت بدون سيم تحت پوشش قرار دهد.اين شرکت بزرگ مخابراتی قراردادی را با ۱۲ شورای شهری بريتانيا منعقد کرده تا از امکانات شهری آنها برای نصب آنتن های اينترنت بيسيم يا وای-فای (wi-fi) بهره برد. به اين ترتيب مردم خواهند توانست بدون محدوديت مکانی به اينترنت دسترسی داشته پيدا کنند.اولين محدوده آزمايشی وای فای تکميل شده و بی تی اميد دارد شش محدوده ديگر را تا اوايل ساال ۲۰۰۷ راه اندازی کند.مردم برای استفاده از اين خدمات می توانند از کارت های پيش پرداخت شده برای مصارف کوتاه مدت بهره برند و يا برای استفاده طولانی تر، مشترک شوند.
بی بی سی
+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در سه شنبه 2 خرداد1385 و ساعت 8:34 |
زنگ اس ام اس گوشی موبايل اين روزها برای شماری از ايرانيان آزار دهنده شده است، زيرا احتمال می دهند برايشان آگهی ارسال شده باشد.در حال حاضر هر دارنده موبايل در ايران بطور ميانگين هفته ای دو تا سه اس ام اس تبليغاتی دريافت می کند، هر چند اين رقم در ماه ارديبهشت به دليل فرارسيدن زمان قرعه کشی بانکها افزايش يافت. دريافت کنندگان ناراضی و فعالان حقوق شهروندی می گويند ارسال اين پيامهای ناخواسته به موبايل مشترکان، نقض ! آشکار حريم خصوصی است. اما استدلال مخابرات برای ارسال اين پيامها چيست؟ مصطفی قوانلوقاجار، خبرنگار حوزه فناوری اطلاعات، می گويد: "حدود دو سال پيش يکی از مقامات شرکت مخابرات اظهار کرد که شهروندان مالکيت تلفن همراه را ندارند و چون مخابرات اپراتور هست، می تواند برای مشترکان اس ام اس تبليغاتی بفرستد."برخی کارشناسان حقوقی، ارسال پيامهای ناخواسته را مصداق مزاحمت و مشمول ماده ۶۴۱ قانون مجازات اسلامی می دانند. در اين ماده آمده است: "هرگاه کسی به وسيله تلفن يا دستگاه‌های مخابراتی برای اشخاص ايجاد مزاحمت نمايد، علاوه بر اجرای مقررات خاص شرکت مخابرات،! مرتکب به حبس ۱ تا ۶ ماه محکوم خواهد شد".
بی بی سی
+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در سه شنبه 2 خرداد1385 و ساعت 8:29 |