تبليغاتX
ارتباطات

گفتن دروغ اول آوریل توسط نشریات غربی امری معمول به حساب می آید اما تاریخچه دروغ سیزده فروردین در نشریات ما بسیار كوتاه تر است. معلوم نیست كه اولین دروغ سیزدهم فروردین را چه كسی گفته، اماشاید بتوان گفت اولین دروغ روز سیزده فروردین را سید ابراهیم نبوی طنز پرداز ایرانی كه آن زمان در روزنامه "نشاط" بود گفت.  

براساس دروغی كه نبوی گفته بود، عبدالله اوجالان، رهبر پ.ك.ك كه آن زمان در اسارت بود آزاد شد. بعد از افشای دروغ بودن خبر بسیاری از كردها از این شوخی سید ابراهیم نبوی آشفته شدند و به گفته كسانی كه آن زمان در روزنامه نشاط فعالیت می كردند برخی از كردها طی تماس های مكرر نسبت به  این شوخی نبوی در روزنامه نشاط عكس العمل نشان دادند.  www.hamtaraneh.com

بعدها گفتن دروغ سیزدهم فروردین هر سال در روزنامه های اصلاح طلب به امری رایج تبدیل شد. اما با پایان پذیرفتن دولت اصلاحات ،گویا این رسم تازه تولد یافته در نشریات ایرانی نیز از بین رفت. 

در سال های اخیر با گسترش اینترنت و جوامع مجازی، دامنه این دروغ به وبلاگ ها و سایت های خبری – تحلیلی گسترش یافته است.  برخی از این دروغ ها صرفا شوخی نیستند و جنبه های دیگری نیز دارند.

برای مثال دروغ هایی كه سایت فردا منتشر كرد مثل رفع توقیف روزنامه های هم میهن ، شرق وخبرگزاری ایلنا  كه می توان آن را آرزوی دست نیافتنی روزنامه نگاران اصلاح طلب دانست و یا كناره گیری حسین شریعتمداری از روزنامه نگاری و... همگی اگرچه به عنوان دروغ سیزده فروردین مطرح می شوند اما در واقع نشان از ایده آل های نگارندگان خود دارد. 

از طرفی نظرات خوانندگان این اخبار نیز جالب به نظر می رسد. گویا اخباری كه به صورت دروغ سیزدهم فروردین در این سایت های منتشر می شود آرزوهای خوانندگان بوده است. 

اما دامنه دروغ های سیزده فروردین به اینجا ختم نشد، سایت وبگذر كه یك سایت اینترنتی است كه خدمات نصب كنتور روی وب لاگ ها را ارایه می دهد اعلام كرد كه یك سرویس جدید به كاربران خود ارایه خواهد كرد كه با آن كاربران می توانند محل تقریبی( خیابان اصلی) بازدید كنندگان از وبلاگ های خود را ببینند. بر طبق دروغ سایت وبگذر قرار بود این سرویس از روز 15 فروردین ارایه شود. 

همزمان با فرا رسیدن روز 15 فروردین ماه بسیاری از كاربران به سمت سایت وبگذر برای استفاده از سرویس جدید هجوم آوردند اما با یك لینك مواجه شدند. داخل مربع صورتی رنگ گوشه صفحه نوشته شده بود: «سیستم ردیابی كاربر»

با كلیك روی این لینك كاربران با صفحه ای مواجه شدند كه در آن نوشته شده بود: «اين مطلب دروغ سیزده (1 April) سایت وبگذر بوده است و امکان شناسایی ماهواره‌ای آدرس در عمل غیر ممکن است. با خیال راحت به وبگردی خود ادامه دهید!»
 
نمی خواستیم به كسی توهین كنیم

ماجرا از این قرار بود كه روزنامه شرق در سال 84 دروغی گفت كه خیلی ها آن را باور كردند. به طرز زیركانه ای بالای صفحه و البته با فونت ریز ، نوشته شده بود«كلیه محتویات این صفحه دروغ 13 است» اما خیلی ها این قسمت روزنامه را ندیده بودند. كسانی كه نوروز سال 84 را به یاد دارند می دانند كه در آن سال خیلی ها به پای برج میلاد می آمدند تا از نزدیك ببنینند كه برج میلاد كج شده است یا نه.

موضوع تا جایی پیش رفت كه حتی یكی از شبكه های تلویزیونی فارسی زبان لوس آنجلسی نیز به این خبر استناد كرد. 

www.hamtaraneh.com پردازنده آن دروغ معروف ، نه تنها دروغ كج شدن برج میلاد را، بلكه دروغ های جالب دیگری را نیز در مطبوعات ایران منتشر كرده است.

امسال نیز یك دروغ بزرگ گفته كه بسیاری آن را باور كردند، ولی تا قبل از این گفت و گو كسی نمی داند كه آن مطلب هم دروغ بود. 
فرورتیش رضوانیه روزنامه نگار و طنز نویس روزنامه شرق، كسی بود كه دروغ كج شدن برج میلاد را در سال 84 منتشر كرد ؛ دروغی كه تنش های زیادی را در جامعه ایجاد كرد و حتی با واکنش دولتی ها هم مواجه شد، جالب اینکه قیمت ملك در گیشا تا حدی دستخوش جو روانی این دروغ شد.
با فرورتیش رضوانیه گفت و گوی كوتاهی انجام داده ایم كه در ادامه می آید. در این گفت و گو رضوانیه در مورد دروغی كه سه سال قبل گفته بود می گوید، از فحش هایی كه به خاطر دروغی كه گفته بود شنیده و از سوژه های دیگری كه برای دروغ سیزده فروردین انتخاب كرده بوده است.
همچنین او از دروغ های دیگرش هم گوید و آخرین دروغی كه گفته و ظاهرا همه باور كرده اند را نیز اعلام می كند.

اولین بار كی دروغ سیزده گفتید، در چه روزنامه ای؟

من طنز نویس روزنامه شرق بودم. سال 82 پیشنهاد كردم كه در صفحه آخر وی‍ژه نامه عید یك صفحه به عنوان صفحه دروغ سیزده بدر داشته باشیم. 

اولین دروغی كه گفتید چه بود، چطور سوژه دروغ را پیدا كردید؟

چند نفر از روزنامه نگاران داخلی هر سال دروغ هایی را با عنوان دروغ سیزده می گفتند كه با آبروی دیگران سر وكار داشت. ما تصمیم گرفتیم كه دروغ هایی بگوییم كه عوض اینكه به دیگران آسیب برسانیم با جاهای مختلف شوخی كنیم.
اولین دروغ این بود كه پایتخت قرار است به بم منتقل شود. این دروغ را به عنوان تیتر یك در صفحه ای با چیدمان صفحه اول روزنامه اصلی منتشر كردیم. تمام اخبار و عكس ها و تیتر های این صفحه دروغ بودند. و صفحات دروغ داخل روزنامه بود. 

بعد از گذشت 3 سال می شود در مورد جنجالی ترین دروغ شما صحبت كرد، چه سوژه هایی به جز برج میلاد داشتید؟  www.hamtaraneh.com


سال بعدش( سال 84) تصمیم گرفتیم كه یك خبر جدی تر كار كنیم. چند خبر كوچك كار كردیم، مثل افتتاح اولین رادیوی خصوصی با مدیریت محمد صالح اعلا و اولین تلویزیون خصوصی با مدیریت علی لاریجانی. نوبت تیتر یك رسید. باید برای تیتر یك روزنامه یك دروغ بزرگ پیدا می كردیم.

اما برای تیتر یك صفحه دروغ های سیزده سوژه های ابتدایی ربوده شدن سردار طلایی( فرمانده نیرو انتظامی وقت) و پیدا شدن حفره ای در تخت جمشید كه به آمریكا ختم می شود بود. كه این دو سوژه كار نشد و در نهایت قرار شد سوژه برج میلاد را كار كنیم. 

چه شد كه دو سوژه اول را كار نكردید؟

اول فكرم این بود كه بگوییم سردار طلایی( فرمانده نیرو انتظامی وقت) ربوده شده است. به سردار طلایی زنگ زدم، گفتم  با یك داستان اكشن می خواهم بگویم كه تو ربوده شدی. سردار طلایی هم گفت خب اگر می دانی كه مردم از ربوده شدن من خوشحال می شوند این خبر را كار كنید. اما اگر كسی باور كرد كی این خبر را تكذیب كنم؟ من هم گفتم فردای روزی كه خبر ربوده شدن شما چاپ شود روزنامه تعطیل است تا بعد از تعطیلات. اما بعد از آن از این دروغ منصرف شدم. 

سوژه بعدی هم كه پیدا شدن یك حفره در تخت جمشید بود. قرار بود بگوییم كه اگر این حفره كه در تخت جمشید كشف شده است حفاری شود، تخمین زده شده كه سر از آمریكا در می آورد! این را هم گفتیم اگر بگوییم ممكن است مردم باور كنند و مسافران به شیراز هجوم ببرند و... بنابراین از این دروغ هم صرفنظر كردیم. تصمیم گرفتم كه دروغی بگویم كه مردم خیلی زود متوجه شوند كه دروغ بوده است. 

چرا دروغ برج میلاد را انتخاب كردید، یعنی از دروغ های دیگر آسیب كمتری داشت؟

دروغ برج میلاد را انتخاب كردم چون فكر می كردم هر كسی این دروغ را بخواند در نهایت از پشت بام یا پنجره منزلش برج را نگاه می كند و می بیند كه كج نشده و خیالش راحت می شود. اما این اتفاق نیفتاد. تصویر برج میلاد را با فتوشاپ كج كردیم، و دروغ را هم در روزنامه چاپ كردیم. 

یك شبكه تلویزیونی لوس آنجلسی در همان زمان روی این دروغ شما مانور داده بود، آن برنامه را دیده بودید؟

من ندیده بودم اما یكی از دوستانم آن بخش را برایم ایمیل كرد. مجری آن شخصی به نام آقای میبدی بود. او تعریف می كرد كه وقتی كه ما بچه بودیم در حیاط خانه مان یك درخت اوكالیپتوس داشتیم. شب صدای مهیبی از حیاط آمد و ما رفتیم و دیدیم آن درخت كه مورد علاقه پدرم هم بود سرنگون شده، من همان شب مرگ را در چشمان پدرم دیدم.

میبدی این داستان را به دروغ ما مربوط كرد و برج میلاد را همان درخت اوكالیپتوس و نظام را پدرش تعبیر كرد و نتیجه گرفت كه برج میلاد كه اوكالیپتوس نظام است در حال سقوط است و پس از سقوط آن نظام برخواهد افتاد! بعد هم گفت كه اهالی گیشا در حال تخلیه منطقه هستند چون خطر آنها را تهدید می كند، در حالی كه اصلا چنین چیزی در كار نبود. اتفاقا خبرگزاری مهر هم یك خبری در مورد همین ماجرا كار كرد. 

این دروغ شما روی قیمت ملك در گیشا تاثیر گذار بود؟

بله كمی قیمت ملك در گیشا به طور مقطعی پایین آمد، مردم ساكن گیشا به 110 زنگ می زدند كه اگر خطر ما را تهدید می كند منطقه را تخلیه كنیم. 

كسی به خاطر این دروغ به شما فحش نداد؟

چرا یك نفر به روزنامه شرق زنگ زده بود و گفته بود الهی بچه هایتان بمیرند، الهی جگرتان آتیش بگیرد. من حاصل سالها زندگی ام را در گیشا ملك ساخته ام، اگر یك ریال قیمت این منطقه پایین بیاید، الهی نفرین هایم بگیرد و... 

دروغ بعدی تان چه بود؟

یك سال بعد در شرق خواستم دروغ بنویسم به خاطر مسائل سیاسی نمی شد زیاد دروغ كار كنیم.
روزنامه روی این مساله اصراری نداشت. بیشتر خبرهای كوچك كار كردیم. خبر اصلی این بود كه «سرقت از موزه فجر ناكام ماند» بعد از اینكه این دروغ را كار كردیم، بعد از تعطیلات خانمی كه مدیر موزه فجر بود تماس گرفت و گفت من قرار بود این هفته بازنشست شوم كه زهر مارم شد. شب عید نشسته بودیم یك دفعه روزنامه را خواندیم و كلی وقت صرف كردیم برای تماس با ارگان ها و سازمان ها كه بفهمیم ماجرای سرقت از موزه ما چه بوده است!

www.hamtaraneh.comامسال چه دروغی گفتید، كجا منتشر كردید؟

هنوز كسی نمی داند كه دروغ بوده، چون مثل سایر سال ها بالای صفحه هم ننوشته ایم كه دروغ بوده است، دروغ امسال را در ویژه نامه دنیای خودرو منتشر كردم در صفحه سیزده یك آگهی كار شده كه طبق آن قرار است فورد به ایران بیاید. یك شماره هم در آن صفحه برای متقاضیان درج كرده ام، تا به حال حدود دو هزار اس ام اس به آن شماره رسیده است. 


فكر نمی كنید كه عدم درج دروغ بودن خبر ممكن است برایتان مشكل ساز شود؟

نه، مگر اینكه صاحب كمپانی فورد از ما شكایت كند كه آن هم بعید  به نظر می رسد.

این مطلب در عصر ایران منتشر شد.

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در دوشنبه 19 فروردین1387 و ساعت 18:8 |

www.hamtaraneh.com

www.hamtaraneh.com

www.hamtaraneh.com

www.hamtaraneh.com

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در پنجشنبه 1 فروردین1387 و ساعت 9:18 |
BubbleShare: Share photos - Green Toys
+ نوشته شده توسط گروه کارشناسان ارشد ارتباطات در دوشنبه 15 بهمن1386 و ساعت 14:39 |

دکتر علي‌اکبر فرهنگيی استاد و رئيس گروه مديريت دولتي دانشگاه تهران، استاد گروه ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات، داراي دکتراي مديريت و فوق دکتراي ارتباطات سازماني از دانشگاههاي اوهايو و اوکلاهماي آمريکا است. دکتر فرهنگي سال 1384 به عنوان «چهره ماندگار» علمي ايران انتخاب شد و از وي طي مراسمي رسمي تقدير به عمل آمد. او پدر علم مديريت رسانه در ايران است و تاليف حدود 20 جلد کتاب و دهها مقاله علمي و تحقيقي از جمله فعاليتهاي آکادميک وي محسوب مي‌شود.

 

drfarhangi%20%281%29.jpg

http://www.drfarhangi.com


تحصیلات:
فوق دکترای ارتباطات سازمانی -1362 امریکا
دکترای ارتباطات (دکترای دوم) دانشکده ارتباطات دانشگاه اوهایو امریکا
دکترای مدیریت از مدرسه علوم رفتاری کاربردی و رهبری آموزشی
(Applied Behavioral Sciences and Educational Leadership)
فوق لیسانس جامعه شناسی دانشگاه تهران 1348
دوره عالی مدیریت دانشگاه تهران 1351
لیسانس مدیریت بازرگانی مدرسه عالی بازرگانی تهران 1346

--------------------------------------------------------------------

تلفن منزل:8080953    همراه :09121301140  

+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در شنبه 3 آذر1386 و ساعت 23:40 |

كتاب پژوهشنامه تبليغات اثر دكتر محمدرضا رسولي استاد دانشگاه به وسيله پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتشر شد.

 

ketab.bmp


 

در مقدمه کتاب آمده است: امروزه تبليغات به لحاظ سازوكار اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آن در جامعه يكي از موضوع‌هاي مهم و قابل توجهو اثر گذار به شمار مي‌آيد. اهميت موضوع تبليغ در حوزه‌هاي مختلف به حدي است كه يكي از بخشهاي مهم اقتصادي را به ويژه در جهان صنعتي شكل مي‌بخشد. به طوري كه سالانه ميلياردها دلار در اين بخش سرمايه‌گذاري مي‌شود. گزارش كتاب سال انگلستان حاكي از آن است كه اين كشور در سال 2003 ميلادي در مجموع 227/17 بيليون پوند فقط در حوزه تبليغات تجاري هزينه كرده است.
اين كتاب درچهار فصل ،ويژه مخاطبان خاص انتشار يافته است. در فصل اول كتاب به كليات پژوهش در مورد طرح موضوع،‌اصول و مباني، اهداف، سوال‌هاي اساسي،‌تعاريف و مفاهيم،‌روش بررسي و رويكردهاي تبليغات تجاري در ايران (گذشته و وضع موجوداختصاص یافته است.
در بخش رويكردهاي تبليغات تجاري در ايران، رويكرد منفي تبليغات تجاري، رويكرد اطلاع‌رساني و تبليغات اطلاع‌رساني مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. رويكرد مصرف‌گرايي و چالش‌هاي پيش روي تبليغات كه شامل مسايل و مشكلات اقتصادي، مديريت و نيروي انساني، آموزش و پژوهش و ... است نيز ارايه شده است.
فصل دوم اين كتاب شامل مروري بر ادبيات نظري و تجربي انجام شده در ايران و ساير كشورها است که بخش عمده ای از آنرا مطالعات تئوری در زمينه تبليغات تجاري شکل می دهد، در این مبحث مطالب ارزشمندی شامل رويكردهای مثبت و منفی به تبليغات از ديدگاههای‌ فرهنگ شناسی، جامعه شناسی،روانشناسی، اقتصاد و بررسي‌هاي مربوط به تاثير تبليغات تجاري و ... مطرح شده است.
فصل سوم كتاب به يافته‌هاي پژوهشي گروه تبليغات اختصاص یافته است که سه پژوهش نوین در تبلیغات تجاری ایران را ارائه می کند.
فصل چهارم هم كاربرد يافته‌هاي پژوهشي و فراتحليل شامل ارزيابي و جمع‌بندي پژوهش‌ها و راهكار‌های برون رفت از وضعیت موجود تبلیغات ایران را نشان میدهد.

منبع:خبرنگار

+ نوشته شده توسط ژاله عینی در شنبه 3 آذر1386 و ساعت 19:35 |
پنج كتاب جديد درحوزه علوم ارتباطات و روزنامه‌نگاري به زودي از سوي دفتر مطالعات
توسعه رسانه‌ها منتشر خواهد شد.
به گزارش روابط‌‌عمومي دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها دو عنوان از اين كتاب‌ها برگرداني است از دو كتاب تخصصي در زمينه روزنامه‌نويسي و تحقيق در جامعه اطلاعاتي كه بر اساس تازه‌ترين دستاوردهاي علمي و كاربردي حوزه روزنامه‌نگاري و ارتباطات نگارش يافته است. سه كتاب ديگر نيز به موضوعات مربوط به حقوق ارتباطات، طرح سرشماري واحدهاي عرصه مطبوعات و خبرگزاري‌ها، و آثار برگزيده سيزدهمين جشنواره مطبوعات و خبرگزاري‌ها اختصاص دارد.

به منظور آشنايي مخاطبان با مضمون كتاب‌هاي ياد شده مختصري از مشخصات آنها در زير آورده مي‌شود.

1- حقوق ارتباطات. نويسندگان:
دكتر كاظم معتمدنژاد و دكتر رويا معتمدنژاد / قطع رقعي/ 580 صفحه/ 3500 تومان

حقوق ارتباطات يكي از رشته‌هاي حقوقي جديدي است كه به سبب مقررات‌گذاري در مورد فعاليت‌هاي ارتباطي تهيه و تدوين شده است و در سه دهه اخير به سبب گسترش وسايل ارتباط‌جمعي و تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطي مورد توجه خاص كشورهاي جهان قرار گرفته است. شالوده بنيادي حقوق ارتباطات بر حقوق مطبوعات و آزادي بيان استوار گرديده و مانند حقوق مطبوعات در جهت كمك به حفظ و حراست از آزادي بيان پايه‌گذاري شده است.
كتاب حقوق ارتباطات كاري است مشترك از دكتر كاظم معتمدنژاد و دكتر رويا معتمدنژاد كه با ديدي موشكافانه به مباني و كليات اين رشته مي‌پردازد و به عنوان منبعي بسيار مفيد در زمينه مطالعات حقوقي به شمار مي‌رود.

2- تحقيق در جامعه اطلاعاتي. هيومك كي با همكاري وندي ميپلز و پال وينولدز / ترجمه: رامين كريميان / قطع وزيري / 210 صفحه/ 2000 تومان/ عنوان اصلي كتاب:

Investing the Information Society,huch Mackag with Wendy Maples and Paul Reynold ,Routlege and the Open Vniversity, 2001
اين كتاب درآمدي است بر مباحث مربوط به جامعه اطلاعاتي و كار پژوهش اجتماعي. نويسندگان كتاب در فصول مختلف با پرداختن به مباحث و مفاهيم مربوط به جامعه اطلاعاتي، نظريه‌ها و روش‌هاي تحقيق اجتماعي، به نوعي مضمون‌هاي اصلي مرتبط با جامعه اطلاعاتي مانند رشد و گسترش فرهنگ، الگوها و ساختارهاي دگرگون شده كار، زمان و فضا، ... را مورد ژرف‌كاوي قرار داده‌اند.
در اين كتاب تلاش شده تا با شناساندن روش‌شناسي و روش‌هاي تحقيق نقش و اهميت علوم اجتماعي در شناخت و درك جامعه اطلاعاتي نمايانده شود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ژاله عینی در چهارشنبه 23 آبان1386 و ساعت 23:54 |

واحد مرکزی خبر : غلامحسین الهام در نشست خبری امروز خود افزود: آقای لاریجانی مشکلات شخصی داشت که مایل بود در حوزه های دیگری  فعالیت کند.

وی اضافه کرد: آقای لاریجانی چند بار از رئیس جمهور درخواست استعفا کرد و بر این امر هم اصرار داشت که رئیس جمهور این بار با استعفای وی موافقت کرد.

الهام در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا سعید جلیلی جایگزین لاریجانی می شود گفت: جانشینی سعید جلیلی در حال نهایی شدن است.

سخنگوی دولت در ادامه گفت: تغییر آقای لاریجانی به معنای دگرگونی در برنامه و سیاست ها نیست و طرف ایرانی مذاکره کننده هرکس باشد نماینده نظام است.

الهام در پاسخ به این سئوال که طرف مذاکره کننده با سولانا در این هفته لاریجانی خواهد بود یا جلیلی افزود: اصل برمذاکره و ادامه گفتگو هاست و ممکن است در این مذاکره آقای جلیلی ، یا آقای لاریجانی و یا هر دو شرکت کنند.

الهام افزود: دیدارها و مسائل هسته ای و سیاستهای جمهوری اسلامی ایران روال خود را دارد و خیلی روشن و تثبیت شده است.

وی اضافه کرد: با تغییرات صرفا مدیریتی ، هیچ برنامه ای تغییر نمی کند.

 

 
+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در شنبه 28 مهر1386 و ساعت 12:58 |
ایران از بانک جهانی برای اجرای پروژه های آموزشی وبهداشتی درخواست یک میلیارد دلار وام کرده است.این درخواست به بانک جهانی اعلام شده و قرار است در روزهای آینده از سوی کارشناسان این بانک بررسی شود.احمد پاکباز مدیر کل وام ها و تسهیلات خارجی سازمان سرمایه گذاری خارجی ایران گفته است که هشت طرح جدید شامل فاز دوم فاضلاب تهران، آموزش فنی و حرفه ای و ایمنی راهها عمده ترین پروژه هایی هستند که برای گرفتن وام به بانک جهانی معر فی شده اند.در حال حاضر در ایران با کمک بانک جهانی، 9 پروژه به ارزش یک میلیارد و 350 میلیون دلار در حال اجراست.
+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در شنبه 28 مهر1386 و ساعت 12:22 |

همشهري آنلاين: تيتر يك بيشتر روزنامه‌هاي صبح سه‌شنبه 24 مهر در باره اجلاس كشورهاي حاشيه خزر در تهران است.
 
آفتاب يزد در اين باره به نقل از رئيس كميته روابط سياست خارجي مجلس تيتر زده است: "ايران سهم خود از خزر را با قاطعيت مطالبه كند" و  همبستگي نوشته است: پوتين در تهران
اعتماد ملي هم تيتر يك خود را به خبر حضور پوتين در تهران اختصاص داده است: پوتين با كيف هسته‌اي به ايران آمد
ايران در مورد اجلاس كشورهاي ساحلي درياي خزر اين تيتر را كار كرده است: نشست 5 رئيس جمهور در تهران
خراسان تيتر يك خود را به نقل از پوتين كار كرده است: استراتژي ترساندن دولت م ملت ايران بيهوده است
كيهان هم در اين باره اين تيتر را كار كرده است: اولين سند رسمي خزر امروز در تهران امضا مي‌شود

تيترهاي اقتصادي
سرمايه:لايحه اصل 44 مصوب مجلس منسجم نيست
دنياي اقتصاد: تلاش چند باره براي بنزين آزاد

+ نوشته شده توسط یوسف الله وردی زاده در سه شنبه 24 مهر1386 و ساعت 10:18 |
کريستين امانپور در 12 ژانويه 1958 (دي ماه 1336) از پدري ايراني و مادري انگليسي در لندن متولد شد. پدر کريستين امانپور اهل سروستان فارس است."
بنا به گفته "عبدالله شهبازي" او به يکي از خانواده­هاي بهايي اين خطه تعلق دارد. با برخي از خانواده­هاي سرشناس بهائي خويشاوند است او در زمان رضاشاه و اندکي پس از شهريور 1320 در نيروي دريايي اشتغال داشت، سپس در تهران ساکن شد و به کمک خويشان و دوستان منتفذش به خدمت دولت در آمد و مامور خريد غله شد. در زمان جنگ جهاني دوم به دليل قحطي، گندم ناياب بود و دولت، کشاورزان را موظف کرده بوده محصول خود را به دولت بفروشند، کاپيتان امانپور هر وقت به ماموريت مي­رفت با کيف پر از پول به تهران بر مي­گشت، رشوه مي­گرفت و اجازه مي­داد که کشاورزان گندم را احتکار کنند. از اين طريق ثروتمند شد و تپه­اي خريد در منطقه کنوني فرشته تهران که اکنون بزرگراه از کنار آن مي­گذرد، اين تپه معروف شد به " تپه امانپور".  او با دختر سپهبد امان الله جهانباني ازدواج کرد. همسر وي خواهر زن نصراله فلسفي نويسنده معروف بود. اين زن تا آخر همسر رسمي امانپور بود. مدت زيادي از وصلت او با خانواده سرشناس جهانباني نگذشته بود که رسوايي شروع شد. بازرسان تحقيق کردند و معلوم شد که کاپيتان در اليگودرز مقادير زيادي از گندمکاران رشوه گرفته است. پرونده بالا گرفت و  تازه داماد به زندان افتاد. سپهبد پير که عمري با خوشنامي زندگي کرده بود سرشکسته نزد محمدرضا شاه رفت و با زاري ماجراي او را گفت. گفت که من تا به حال از شما هيچ خواهشي نکرده­ام ولي اين آدم به هر حال داماد من است. التفافي کنيد و مرا از اين سرشکستگي نجات دهيد. شاه هم دستور آزادي کاپيتان را داد، مشروط بر اين که از ايران خارج شود تا بهانه­اي به دست دشمنان سلطنت نيفتد و کاپيتان آزاد شد.   امانپور پس از آزادي به مصر رفت، اين سفر مقارن با بحران کانال سوئز در سال 1956 شد. در آن زمان قدرت­هاي غربي دولت جمال عبدالناصر را تحريم کرده بودند و به شرکت­هاي غربي اجازه کار در کانال سوئز را نمي­دادند. دولت مصر به دنبال کساني مي­رفت که در کار لايروبي و يدک­کشي کشتي با تجربه باشند. امانپور به خدمت دولت مصر در آمد و ظاهراً کارش موفقيت آميز هم بود. پس از مصر راهي انگلستان شد،    امانپور مدتي درتهران با زن انگليسي و دو دخترش زندگي کرد ولي بعد آنها را هم رها کرد در نتيجه خانم انگليسي و دو دختر به لندن بازگشتند، ليزي که اکنون تهيه کننده فيلم است و با شبکه چهار تلويزيون انگليس کار مي­کند، در دانشگاه "رودآيلند" آمريکا در رشته روزنامه نگاري ثبت نام کرد و شهريه را پرداخت کرد ولي کمي بعد پشيمان شد، دانشگاه حاضر نشد پول شهريه را پس بدهد ولي پذيرفت که کس ديگري را به جاي ليزي بپذيرد در نتيجه کريستين به آمريکا رفت و به جاي خواهرش روزنامه نگاري خواند و به اين ترتيب تصادفاً روزنامه نگار شد. کريستين در سال 1983 در سي . ان. ان به عنوان خبرنگار شاغل شد ودر زمان جنگ بوسني به شهرت رسيد. کريستين امانپور در سال 1998 با "جيمز روبين" سخنگوي سابق وزارت خارجه آمريکا (که او نيز يهودي است) ازدواج کرد. (خبرگزاري فارس)   امانپور به عنوان گزارشگر در سال 1994 به هنگام آغاز عمليات نيروهاي آمريکا در سومالي به آنجا اعزام شد تا از موگاديشو به طور زنده گزارش تهيه کند. همچنين گزارش او از بالکان سبب شد در سال 1994 دو جايزه جورج فاستر _ پيبادي، دو جايزه جورج پولک و جايزه شجاعت در گزارشگري را دريافت کند او همچنين مصاحبه­هاي بسياري انجام داده است که از آن جمله مي­توان به مصاحبه با ژاک شيراک در سال 2003 (قبل از جنگ عراق)، محمود عباس در سال 2003، ملک عبدالله در سال 1999، پرويز مشرف در سال 2001، ياسرعرفات در سال 2000 و محمد خاتمي در سال 1997 اشاره کرد.
------------ ---------
چهره امانپور در ايران
مصاحبه امانپور با هاشمي رفسنجاني و پس از آن خاتمي در سال 1376 باعث شهرت امانپور در ايران شد. در سال 1379 امانپور در سفر به ايران اقدام به ساخت فيلمي مستند با عنوان "سفر انقلابي" نمود. البته پيش از آنکه  اين فيلم با سفر انقلابي، ارتباط معنايي داشته باشد با تحريف انقلابي ارتباط پيدا مي­کند و ماحصل تحريف سخنــان مصاحبه شوندگان ايراني و شکايت اين افراد، آن است که با اينکه دولت ارتباط خوبي با رسانه­هاي خارجي دارد و باب تعامل باز است اما کريستين امانپور ممنوع الورود مي­شود. فعاليت­هاي سي. ان. ان در ايران به حالت تعليق در مي­آيد و تا حوالي انتخابات رياست جمهوري دوره نهم طول مي­کشد. (پايگاه اينترنتي روشنگر)‌ ديگر اينکه در 24 دي ماه سال جاري کنفرانس مطبوعاتي رئيس جمهور با حضور بيش از 200 خبرنگار داخلي و خارجي برگزار شد اما جالب آنکه با وجود حاضر بودن خبرنگار ايراني الاصل شبکه آمريکايي سي . ان . ان در اين کنفرانس، کلمه "تحقيقات هسته­اي" تبديل به "تسليحات هسته­اي" مي­شود و بين آن همه خبرنگاري که فارسي را کم و بيش مي فهمند، فقط خبرنگار سي . ان . ان (که به شهادت خبرنگاران مختلف مي­تواند فارسي را با تسلط کامل صحبت کند) فرق ميان تحقيقات و تسليحات را متوجه نشد و جالب اينکه اين اشتباه با انعکاس جالبي مواجه مي­شود: 8 مرتبه در 20 دقيقه و با برگزاري يک مناظره 25 دقيقه­اي ضد ايراني با حضور کارشناسان آمريکايي بعد از اين همه جنجال سازي و  اعلام رسمي بر اينکه ايران داشتن و ساختن سلاح هسته­اي را حق خود مي­داند، به يک اظهار تاسف ساده و عذرخواهي کوتاه بسنده مي­شود. براي همين امر دفتر سي. ان. ان در تهران تعطيل شد ولي با واسطه گري احمدي نژاد فعاليت مجدد خود را پس از وقفه چند ساعته آغاز کرد. در سفر اخير، کريستين امانپور که مدتي است در ايران به سر مي­برد، او به همراه سفراي کشورهاي عضو تروئيکاي عدم تعهد و اعضاي اصلي کشورهاي موسوم به گروه هفتاد و هفت و تعدادي از خبرنگاران داخلي و خارجي روز شنبه 14/11/85 از سايت تاسيسات فرآوري اورانيوم اصفهان در مجتمع U.C.F اصفهان بازديد کرد، ضمناً او در تاريخ 15/11/85 با تعدادي از نمايندگان مجلس مصاحبه کرد و پيش از اين نيز با آيت ا... صانعي در قم ديداري داشته است. او در سفر خود به ايران قصد تهيه گزارش از مسجد جمکران را داشته که ظاهراً به علت عدم هماهنگي لازم و احتمال سوء استفاده وي از احساسات مردم از ورود به ا ين محل منع شده است. (خبرگزاري مهر) 
چگونگي برخورد آمريکا با خبرنگاران :
چگونگي برخورد آمريکا با خبرنگاران ايراني، جاي تامل بسيار دارد چرا که تا امروز کليه خبرنگاران صدا و سيماي جمهوري اسلامي در سالهاي پس از انقلاب در کشور آمريکا تنها به عنوان نماينده خبري در مقر سازمان ملل اجازه ورود داشته و هرگز مجوز خروج از محدوده 17 مايلي نيويورک و عزيمت به ساير نقاط آمريکا را نداشته­اند. در تمام اين سالها از مصاحبه با مقامات آمريکائي و تهيه گزارش ساده از آن کشور، محروم بوده­اند. حسين دهباشي يکي از خبرنگاران و مستند سازان صدا و سيما شرح برخورد دولت آمريکا با وي (در حاليکه کارت خبرنگاري­اش توسط وزارت خارجه آمريکا صادر شده بود) را اينگونه تعريف مي­کند: «پس از 10 ساعت بازداشت، بازجويي و بازرسي و گرسنگي با دست و پايي زنجير شــده تــا پــاي صندلي هواپيما با چنان تحقيري از فرودگاه "­دالس" شهر واشنگتن برگردانده شدم که خاطره آن هنوز آزارم مي دهد». (پايگاه اينترنتي روشنگر)  جالب­تر آنکه خبرنگاران ايراني نه تنها کارت معتبري ندارند که حتي ويزايشان تعمداً با کد "سي" که مختص سفر کوتاه مدت خدمه کشتي­ها و هواپيماهاست صادر شده و بنابراين حق داشتن هرگونه کارت اعتباري، اجاره خانه يا خريد تلفن همراه محرومند و سرانجام به واسطه قوانين تحريم آمريکا عليه کشورمان حتي واريز حقوق و هزينه هاي کار و زندگي ايشان از طريق ايران قانوناً جرم محسوب مي شود.
منبع: گروه ارتباطات اجتماعی ایران
+ نوشته شده توسط ژاله عینی در چهارشنبه 16 خرداد1386 و ساعت 19:3 |
مهسا حکمت؛ مسعود بهنود هنوز هم شيرين سخن مي گويد. او از سال 1381 تاکنون درلندن زندگي مي کند. در تلويزيون و راديو برنامه هايي اجرا کرده است و کتاب هاي زيادي از جمله اين 3 زن، خانوم، گلوله بد است و پس از 11 سپتامبر را تاليف کرده است. علاقه زيادي به شاملو دارد. از اين رو نام يکي از فرزندانش را بامداد گذاشته است. تمام تلاشم را کرده ام که در اين مصاحبه خدشه اي بر قلم مسعود بهنود وارد نشود.

مسعود بهنود در منطقه 9 تهران به دنيا آمده است، در مردادماه سال 1325. انشايش خوب بوده است و از کودکي کتاب زياد مي خوانده، به همين خاطر رغبتش به روزنامه نگاري زياد مي شود. مي گويد؛ «همسايه اي داشتيم که روزنامه نويس بود و مرا به روزنامه نگاري علاقه مند کرد.» کلاس دوم يا سوم دبيرستان بوده است که براي دهمين بار مطلبي کوتاه براي مجله روشنفکر مي نويسد. مطلبش را عزت الله صباح آرايش مي دهد و چاپ مي کند. قبل از آن به عنوان خبرنگار مجله اطلاعات کودکان و خبرنگار مطبوعات در مدارس کار مي کرده است.

عينک مسعود شيشه اي بود

«وقتي قرار شد يک سفارش نامه از طرف معلم ادبياتم به روزنامه اطلاعات ببرم تا بتوانم در روزنامه خبرنگار شوم، براي اينکه مرا جدي بگيرند، عينک مادربزرگم و کروات پدرم را زدم و قيافه آدم بزرگ ها را گرفتم. اين عينک ساليان سال تا الان يعني 50 سال بر روي صورتم مانده.» عينک مسعود بهنود تا ساليان طولاني تنها شيشه بوده است. او مي گويد در کارم نمي توانم خود را بدون اين عينک تصور کنم.

عشق روزنامه نگاري

بهنود مثل بسياري از همکارانش مي گويد؛ «روزنامه نگاري مرا انتخاب کرد، من انتخابش نکردم. من در عمرم با هرکس که مصاحبه کردم از هنرپيشه هاي خيلي معروف و پولدار تا سياستمداران و ورزشکاران ايراني و خارجي تا جايي که يادم هست با هرکس که حرف زدم به من گفته آرزو داشته زماني روزنامه نگار شود. بسياري از آنان هم گفتند زماني خبرنگار بوده اند.

بنابراين مي بينيد اين شغل ما با تمام دردسرهايي که دارد از بيرون جذاب است، پس طبيعي است اگر دو نفر از جواني مثل من تعريفش کنند و بگويند مي تواني خوب منظورت را برساني هم ميل مي کند به اين شغل. اما عجيب آن است که در حدود 45 سال مانده ام در اين حرفه و تقريباً جز همين حرفه، کار ديگري نکرده ام. يعني هيچ وقت در عمرم تجارت يا کشاورزي و يا کار ديگري انجام نداده ام. اگر هم کاري کرده ام مربوط به روزنامه نگاري و روزنامه نويسي بوده است. براي کشوري مثل ايران که دردسرهايش خيلي زياد است اين تعجب دارد، 45 سال در آن مداومت کردن تعجب دارد. شايد اگر به سراغ شغل ديگر مي رفتم نقاش يا گرافيست مي شدم اما با اين حال در حسرت روزنامه نويس شدن مي ماندم.»
در ادامه می خوانیم...

ايده آل نداريم، ايده آل مي سازيم...
آقای شرلوک هولمز
شرلوک هولمز یا پاپاراتزی
این مشغله
کارنامه بندار بیدخش
سخت بود ولی ممکن
برخورد نزدیک
در گریز گم می شوم
تعادل در مطبوعات ایران و اروپا.
 
 
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در یکشنبه 6 خرداد1386 و ساعت 11:46 |
  نويسنده:    صادق  طباطبايي
 
در حالي كه رسانه‌هاي تصويري و الكتروني با برنامه‌هاي تفريحي و سرگرم‌كننده و شوهاي تجاري در درازمدت، يكسان‌سازي سلائق و ذائقه‌هاي قشرهاي عظيمي از جامعه را باعث خواهد شد و از اين طريق داد و ستدهاي فكري را در افكار عامه و گفت‌وگوهاي مردم به حداقل رسانده، مآلاً قدرت تفكر و انديشه را كاهش داده و نظام شكل‌گيري آراء و عقايد بيننده را مخدوش مي‌سازد، از سوي ديگر اين رسانه‌ها باعث پيدايش شكاف‌هاي جديد طبقاتي شده و هم شكاف‌هاي موجود اجتماعي را كه ريشه در سطح دانش عمومي و قدرت فهم و انديشه و نيز توانايي درك و فراگيري مسائل جديد دارد، عميق‌تر مي‌سازد.
نيل پستمن در كتاب «زندگي در عيش، مردن در خوشي» اين موضوع را از زواياي گوناگون بررسي كرده است.
رابينسون (Robinson) و زاك سر (Saxer) طي بررسي‌ها و پژوهش‌هاي خود به اين نتيجه رسيده‌اند كه رسانه‌هاي الكترونيكي نه تنها تفاوت‌ها و شكاف‌هاي موجود بين گروه‌هاي مختلف اجتماع را در مورد دانش و اطلاعات عمومي برطرف نمي‌سازد، بلكه نقش اساسي در توزيع نابرابر اطلاعات ميان همين گروه‌ها ايفا مي‌كند.
تي شه نور (Tichenor) در جمع‌بندي گزارش پژوهش‌هاي خود مي‌گويد:
«هنگامي كه جريان اطلاعات از رسانه‌ها به درون يك سيستم اجتماعي افزايش مي‌يابد، گروه‌هاي سطوح بالاي اجتماعي تمايل بيشتري بر توجه و جذب سريع‌تر اين اطلاعات از خود نشان مي‌دهند؛ به طوري كه رفته رفته شكاف علمي و دانش عمومي ميان اين گروه و ديگر سطوح اجتماعي عميق‌تر مي‌گردد». در ادامه اين جمع‌بندي آمده است: «اگر به نقش رسانه‌هاي نوشتاري در تحكيم قدرت انديشه و ژرفاي دانش عمومي توجه كنيم و در نظر داشته باشيم كه گروه‌هاي سطوح بالاي جامعه (بر مبناي دانش و اطلاعات عمومي) كه ارتباط تنگ‌تري با اين رسانه‌هاي نوشتاري دارند و طبعاً از قدرت تخيل و تفكر بالاتري هم برخودار هستند، به هنگام رويارويي با جريان رودخانه اطلاعاتي كه توسط رسانه‌هاي تصويري به درون جامه سرازير مي‌شود بهره‌اي وافرتر و عميق‌تر و نيز گسترده‌تر از گروه‌ها و قشرهايي كه در سطح پايين‌تري از دانش و اندوخته ذهني قرار دارند، خواهند برد».
در فصل‌هاي پيشين ديديم كه تأثير رسانه‌هاي تصويري و الكتروني در درازمدت باعث كاهش قدرت تفكر، توانايي تحليل و تفسير و تبيين در انسان‌ها بوده و قدرت تخيل و حافظه را نيز به مرور زمان تضعيف مي‌كند. بنابراين آن دسته از گروه‌هايي كه در كنار رسانه‌هاي الكتروني ارتباط خود را با كتاب و نوشتارها حفظ كرده‌اند كمتر از كساني كه انحصاراً با رسانه‌هاي نوشتاري در ارتباطند و بيشتر از آن قشرهايي كه فقط و فقط مخاطب رسانه‌هاي تصويري هستند، از قدرت فراگيري و بهره‌وري از اطلاعات و اندوخته‌هاي علمي برخوردارند. اين تفاوت در سطح اندوخته‌ها و درك و فهم مطلب، خود عامل ديگري است كه در درازمدت فاصله طبقاتي را در جوامع زيادتر ساخته و شكاف ميان سطوح مختلف اجتماع را عميق‌تر مي‌گرداند. در چنين شرايطي است كه دانايان داناتر شده و نادانان نادان‌تر خواهند شد.
تي‌شه نور در يك جريان اعتصاب روزنامه‌ها مشاهده كرد كه شكاف ميان دانش و برداشت افراد يك جامعه در ارتباط با حوادثي كه در آن مدت انحصاراً از طريق رسانه‌هاي سمعي و بصري ـ و نه نوشتاري ـ در اختيار همگان قرار گرفته است به مراتب كمتر از زماني است كه روزنامه‌ها نيز به درج اخبار و حوادث پرداخته‌اند.
همين بررسي‌ها نيز نشان مي‌دهد كه سطح دانش و انديشه‌هاي عمومي در موضوعاتي نظير مسائل مربوط به فضا يا عوامل سرطان‌زا نظير دود سيگار و پاره‌اي تركيبات شميايي ديگر و نيز مسائل گسترده‌تر زيست‌محيطي كه صرفاً با وسائل الكتروني مرتبط هستند بسيار متفاوت بوده و گاه اين تفاوت‌ها و شكاف‌ها، ابعاد قابل توجه و خطرناكي را جلوه‌گر ساخته است.
:
منبع: طلوع ماهواره و افول فرهنگ چه بايد كرد؟
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ژاله عینی در سه شنبه 4 اردیبهشت1386 و ساعت 16:42 |

تقريبا هر 50 سال ، بخشي از اسناد موجود در مرکز مطالعات و اسناد تاريخي انگلستان از درجه محرمانه خارج و در معرض ديد عموم پرده برداري مي شود.
آنچه مي خوانيد فصلي از تاريخ رابطه ايران و عملکرد رسانه هاي بريتانيايي است که از وبلاگ دکتر مجيد تفرشي انتخاب شده است.
يکي از موارد مورد اختلاف حکومت هاي ايران و بريتانيا مقالات انتقادي بود که هر از چندگاهي در نشريات بريتانيايي منتشر و يا در بخش فارسي سرويس جهاني بي بي سي عليه حکومت ايران ارائه مي شد. توقع حکومت شاه اين بود که به دليل دوستي راهبردي بين 2 کشور، دولت بريتانيا بايد مانع انتشار هرگونه مطلب انتقادي عليه هيات حاکمه ايران شود. اين اعتراض ، نسبت به نشريات امريکايي و فرانسوي هم بود، ولي ظاهرا برخورد با رسانه هاي بريتانيايي شديدتر بود. اعتراض ايران به اين موضوع ، بارها به اطلاع مقامات سفارت بريتانيا رسيده بود. براي نمونه ، روز دوم سپتامبر (11شهريور) «کريم پاشا بهادري» معاون وزارت دربار با احضار آنتوني پارسونز سفير بريتانيا مراتب انتقاد شديد و اعتراض دولت متبوع خود را نسبت به مندرجات چند نشريه انگليسي از جمله مقاله اخير «ديويد هوسه گو» روزنامه نگار مشهور در هفته نامه اکونوميست چاپ لندن در مورد آينده سلطنت در ايران پس از شاه ابراز داشت.
به نوشته پارسونز، وي سعي کرد تا ضمن تاکيد بر سنت ديرينه استقلال رويه روزنامه ها و نشريات خبري کشورش با ذکر نمونه هايي نشان دهد که همه نوشته هاي آنها درباره ايران منفي نيستند، ولي معاون وزير دربار ايران تاکيد داشت که برخي روزنامه نگاران از جمله تعدادي از نويسندگان روزنامه تايمز لندن با حکومت ايران عناد دارند. پارسونز در يک گزارش ديگر عنوان کرد که هويدا به او گفته که از مدتها قبل در تلاش است تا به شاه و علم بقبولاند تا از موضعگيري منفي در برابر مطالب انتقادي روزنامه هاي خارجي دست بکشد. چرا که اين برخورد، نتيجه معکوس خواهد داد و نشان مي دهد که حکومت ايران تاب انتقاد از خود را ندارد. هويدا به پارسونز گفته بود که در اين مورد هنوز نتوانسته شاه را نسبت به پذيرش نظر خود متقاعد سازد، ولي واقعيت اين است که حساسيت مقامات ايراني نسبت به انتقادات رسانه هاي غربي ، کمتر از گذشته شده است.
پارسونز در گزارش خود تاکيد کرده بود که به دليل آن که سالانه بيش از 30 درصد از جنگ افزارهاي بريتانيا به ايران صادر مي شود و دولت بريتانيا حدود يک ميليارد و 200 ميليون دلار از ايران وام گرفته ، بهتر است در جهت حفظ منافع ملي بريتانيا راهي براي کاهش انتقادهاي رسانه هاي آن کشور عليه حکومت ايران انديشيده شود.
پارسونز در اين گزارش توصيه کرد که با تدارک سفرهاي ويژه وي آي پي براي روزنامه نگاران بريتانيايي جهت بازديد از تهران و پذيرايي شايان ، ديدگاه آنان نسبت به حکومت شاه را تعديل کنند.
سواي روزنامه هاي بريتانيايي ، برخي گزارش ها و اخبار بخش فارسي سرويس جهاني بي بي سي نيز مورد اعتراض مقامات ايراني قرار داشتند.
شاه در يکي از ديدارهاي معمول خود با پارسونز، در واکنشي توام با تعجب و ناراحتي نسبت به اخبار و گزارش هاي بخش فارسي بي بي سي گفت: «از نظر مردم ، جهان نسبت به دوره جنگ جلو رفته است.» شاه در ادامه پرسيد: «هدف از پخش برنامه راديويي براي کشورهاي دوست چيست؟ اين راديو بايد به بهبود روابط کمک کند نه اين که آن را برهم بزند.»
پارسونز در گزارشي محرمانه به تاريخ اول آگوست (10 مرداد) به لندن درباره بخش فارسي بي بي سي در نقطه نظري نامعمول ضمن اعلام اين که افراد کمي به بخش فارسي بي بي سي توجه دارند چنين نوشت: «من سي سال است که درگير مسائل خاورميانه ام و مي توانم صادقانه بگويم که نه پيشداوري عليه بي بي سي دارم و نه ضد اطلاع رساني هستم.
...من از موضع فوري مصلحت انديشي سياسي به موضوع نگاه نمي کنم.
...بگذاريد 25 سال به عقب برگرديم و به آينده بنگريم ، مي توانيم قسم بخوريم که در يک دوره 25 ساله ، سرويس عربي و فارسي بي بي سي کساني را که در اين دوره دولتهاي آلترناتيو طرفدار غرب در خاورميانه تشکيل داده و يا بخشي از آن حاکميت شده اند، تحت تاثير خود قرار داده است...
واقعيت اين است که در اين دوره ، رژيمهاي پوشالي و چينش کنوني خاورميانه در دوره پس از جنگ جهاني دوم خودکامه تر و مستبدتر [از رژيمهاي قبلي] هستند».
پاسخ لندن به ديدگاه نامعمول سرآنتوني پارسونز نيز تا حدي نامعمول بود. «نيکلاس برينگتون» ديپلمات جوان و 23 ساله «بخش ارشاد و سياست اطلاعاتي» وزارت خارجه بريتانيا در پاسخ خود به پارسونز کهنه کار، نظرات وي درباره سرويس جهاني بي بي سي را «تند و يکسويه» خطاب کرد. برينگتون ضمن دفاع از سرويس جهاني بي بي سي از پارسونز پرسيد: «اگر بي بي سي محبوبيت ندارد چرا شاه اينقدر نسبت به مطالب آن حساسيت نشان مي دهد؟».
گفتني است که برينگتون بعدها در سلسله مراتب ديپلماتيک کشورش مقامهاي بالايي يافت و ضمن خدمت در تهران و دريافت لقب شواليه (سر)، در سال 1987 به سفارت (کميسارياي عالي) کشورش در پاکستان نيز منصوب شد و 2 سال در اين سمت باقي ماند. وي يک بار نيز در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي براي تصدي سفارت بريتانيا در تهران معرفي شد که اعتبارنامه وي از سوي جمهوري اسلامي ايران مورد تاييد قرار نگرفت و از عزيمت به تهران بازماند.
يکي از مواردي که رسانه هاي خبري بريتانيا بخصوص بخش فارسي بي بي سي بشدت مورد انتقاد شاه و وزير دربار واقع شدند، مربوط به سفر جنجالي اشرف پهلوي خواهر توامان شاه به بريتانيا بود که با مخالفت شديد گروههاي اپوزيسيون و برخي فعالان سياسي داخل بريتانيا مواجه شد.

منبع: جام جم

 

+ نوشته شده توسط ژاله عینی در یکشنبه 2 اردیبهشت1386 و ساعت 19:14 |
اكنون با افزايش آمار كاربران اينترنت در سراسر دنيا، انتخابات آنلاين در بيشتر كشورهاي جهان انجام مي‌شود و دولت‌ها براي امنيت بخشيدن به اين سيستم پول قابل توجهي را هزينه كرده و همواره از كارشناسان امنيتي استفاده مي‌كنند.

اما در اين ميان برخي از كانديداهاي انتخاباتي هنوز با انتخابات الكترونيكي مشكل داشته و باور دارند اين پديده‌ي جديد مي‌تواند خطرناك باشد.

از اين ميان مي‌توان به ژوزف كرني، يكي از كانديداهاي انتخاباتي اشاره كرد. وي كه اطمينان چنداني به انتخابات آنلاين ندارد و از آن‌جايي كه خود كارشناس علوم كامپيوتر است قصد دارد همراه با تيم خود سيستم نرم‌افزاري انتخابات آنلايني براي امنيت بيشتر اين سيستم تهيه كند. اين كارشناس علومم كامپيوتر با همكاري گروه خود برآنند كه تا ماه ژوييه اين نرم‌افزار را ارايه كنند.

به باور ژوزف كرني، اكنون سيستم انتخابات آنلاين بسيار ساده بوده و تنها كليك كردن بر روي نام كانديداها و سپس شمارش آرا است و هيچ گونه قانون و مقرارت انتخابات در آن پياده نشده است.

تيم يادشده اكنون كار خود را با گنجاندن برخي از مقررات انتخابات در انتخابات آنلاين آغاز كرده‌اند.

به گفته‌ي ژوزف كرني راي دهندگان براي شركت در اين انتخابات ثبت نام خواهند كرد و هرد كدام PIN كدي خواهند داشت. به اين ترتيب راي دهندگان در روز انتخابات به وب سايت مراجعه خواهند كرد و در كد شناسه‌ي راي دهنده، PIN كد خود را وارد خواهند كرد و راي خود را ثبت مي‌كنند.

برگه‌هاي راي گيري شماره‌هايي در كنار هر كانديدا دارد كه اين شماره‌ها براي هر راي دهنده متفاوت است. هنگامي كه رايي داده مي‌شود، شماره‌ي ويژه به سرور انتقال داده مي‌شود و پس از رمز گشايي نام كانديداي مورد نظر را مشخص مي‌كند.

به اين ترتيب حتی اگر مشكلي در انتقال شماره‌ها به بانك‌هاي اطلاعاتي بروز دهد، مشكلي در انتخابات آنلاين پيش نخواهد آمد چراكه هر كاربر شماره‌ي ويژه‌ي خود را وارد كرده است و اين شماره‌ها براي هر كاربر متفاوت است.

پس از وارد كردن راي، كاربر رسيدي دريافت خواهد كرد كه نشان مي‌دهد راي به درستي وارد شده و در شمارش آرا محسوب خواهد شد.
به باور اين كارشناس علوم كامپيوتر و گروه همكار وي، با به كاربردن اين نرم‌افزار و شيوه‌ي جديد انتخابات آنلاين سطح اطمينان انتخابات آنلاين افزايش خواهد يافت و مي‌توان به آن اعتماد كامل داشت.

منبع: PC World
+ نوشته شده توسط ژاله عینی در چهارشنبه 29 فروردین1386 و ساعت 16:23 |

سال ۸۶ در حالی آغاز شد که دست کم، ۷ روزنامه نگار در ايران همچنان در زندان هستند: علی فرحبخش، منصور تيفوری، عدنان حسن پور، کاوه جوانمرد، کيا جهانی، آسو صالح و محمد باقر عباسی سملی هفت روزنامه نگاری هستند که نوروز ۸۶ را در زندان سپری کردند.
توقيف ۴ روزنامه، بيش از ۲۰ هفته نامه و ماهنامه، بازداشت و بازجويی از ده ها روزنامه نگار و ادامه محاکمه ده ها خبرنگار، روزنامه نگار و مدير روزنامه بخشی از دنیای مطبوعات در سال گذشته بود.
بازگشت هيئت نظارت
با آغاز به کار دولت آقای محمود احمدی نژاد در ايران از سال ۸۴ بارديگر هيئت نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد اسلامی به عنوان متولی سرکوب و توقيف مطبوعات در ايران فعاليتش را تشديد کرد.
مرکز ثقل توقيف و لغو امتياز مطبوعات که تا قبل از دوم خرداد ۷۶ نيز هيئت نظارت بر مطبوعات بود، طی دو دوره رياست جمهوری محمد خاتمی به قوه قضاييه منتقل شد.اما سال ۸۵ سالی بود که مرکز اصلی برخورد با مطبوعات بار ديگر به هيئت نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد اسلامی که بخشی از دولت به شمار می آيد، منتقل شد.
روزنامه های ايران، شرق، سياست روز و روزگار در سال ۸۵ توسط هيئت نظارت بر مطبوعات توقيف موقت شدند و پرونده آنها به دادگاه ارجاع شد و برخلاف گذشته، اين بار قوه قضائيه بود که سه روزنامه ايران، شرق و سياست روز را با برگزاری دادگاه از توقيف در آورد.
ماهنامه ها و هفته نامه هايی چون نامه،حافظ،خاطره،هنرهای زيستن،علوم باطنی،سپاس، ندای آذرآبادگان، اميد ساحل،سفير دشتستان، تمدن هرمزگان، حرکت دهندگان، حديث قزوين، پيام کردستان، گويه و سلام جنوب برخی از نشرياتی هستند که توسط هيئت نظارت توقيف و يا لغو امتياز شده اند.
علاوه بر اين هيئت نظارت بر مطبوعات مجوز ۱۶ هفته نامه را که به نظر اين هيئت ابتذال را ترويج می کردند، لغو کرد.
بازگشت هيئت نظارت بر مطبوعات به نقطه ۸ سال پيش و قرار گرفتن آن در خط مقدم توقيف و برخورد با مطبوعات طی سال ۸۵ با اعتراض گسترده روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای کشور مواجه شد.با اين همه، وزير ارشاد اسلامی بارها از چنين اتخاذ چنين روشی حمايت کرد. محمد حسين صفار هرندی، سردبير سابق روزنامه کيهان از زمان آغاز به کارش در وزارت ارشاد و به ويژه در طول سال گذشته، اتهامات مختلفی را به مطبوعات و روزنامه نگاران وارد کرد.حتی در واپسين روزهای سال ۸۵ نيز آقای صفار هرندی در سفرش به استان يزد توقيف مطبوعات توسط هيئت نظارت وزارت ارشاد اسلامی را رواج ويروس انديشه در ميان روزنامه نگاران اعلام کرد و گفت:« ويروس انديشه، به عنوان عامل مهم در بيراهه رفتن مطالب برخی نشريات و سايتها است.» به گفته وزير ارشاد «اين موضوع، گريبان صاحبان مطبوعات و رسانه های کشور را گرفته و منجر به بستن شدن نشرياتی شده که برای ما دلنشين نيست.»وی در تشريح توقيف گسترده مطبوعات در سال ۸۵ گفت:«رسانه در قبال جامعه تعهدی دارد که اگر به آن عمل نکند، فاجعه ای اتفاق خواهد افتاد که قابل قياس با چيزهای ديگر نيست.»وی که در سال ۸۵ يکی از مدافعان احضار، بازجويی و بازداشت روزنامه نگاران بود و به کرات از روزنامه نگاران خواسته تا با خودسانسوری و اطلاع کارهای خود به وزارت اطلاعات سعی کنند از احضار و بازجويی خود جلوگيری کنند، در سخنان پايان سال ۸۵ گفت:«مشکل ما تنها با مطبوعات نيست و گاهی از بی مبالاتی در حوزه رسانه هايی مثل صدا و سيما هم رنج می بريم.»
انجمن صنفی روزنامه نگاران تنها نهاد مستقل فعلی روزنامه نگاران ايرانی نيز در سال گذشته بارها به رفتار هيئت نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد اسلامی و اتهامات وارد شده از سوی وزير با انتشار بيانيه هايی پاسخ گفت.علی مزروعی، رييس انجمن صنفی روزنامه نگاران نيز در گفت و گويی با خبرگزاری ايلنا اعلام کرد:« در سال ۸۵ با توقيف بيش از ۲۰ مطبوعه در کشور توسط هيئت نظارت بر مطبوعات، دوره بدی برای مطبوعات رقم خورد.»
آقای مزروعی که در زمان توقيف روزنامه شرق توسط هيئت نظارت بر مطبوعات نسبت به انتقال مرکز ثقل برخورد با مطبوعات از قوه قضاييه به هيئت نظارت هشدار داده بود، درباره رابطه دولت با مطبوعات گفت:«فضای روانی که وزارت ارشاد بر مطبوعات حاکم کرد، منفی و سلبی بود و به طور دايم شاهد بوديم که از سوی دولتمردان مواضع بدبينانه‏ای نسبت به مطبوعات اعلام شد.»
به گفته علی مزروعی، «در سال گذشته قوه قضاييه نسبت به دولت و هيئت نظارت بر مطبوعات، عملکرد بهتری درباره مطبوعات داشت و تلاش کرد تا دادگاه‏های مطبوعاتی را فعال کند و به خيلی از پرونده‏های مطبوعاتی که از سال‏های قبل باقی مانده بود، رسيدگی کند.»وی همچنين در پايان سال ۸۵ به خبرنگاران گفت که اقدام هيئت نظارت بر مطبوعات مبنی بر توقيف مطبوعات هيچ انطباقی با مفاد قانون مطبوعات ندارد و استناداتشان در اين زمينه کافی نيست.وی که در دوره رياست جمهوری محمد خاتمی به عنوان يکی از نمايندگان مجلس در هيئت نظارت بر مطبوعات عضويت داشت، به خبرگزاری ايسنا گفت:«ظاهرا با تغيير ترکيب هيئت نظارت بر مطبوعات و يک دست شدن تقريبی آن به نظر می رسد مرکز ثقل توقيف مطبوعات از دستگاه قضايی به هيئت نظارت منتقل شده است، چرا که در دوره جديد هر مطبوعه ای که توقيف شده تقريبا توسط هيئت نظارت بوده در حالی که اين جزو وظايف قانونی هيئت نظارت نيست.»
بازداشت و بازجويی روزنامه نگاران
در سال گذشته آمار روزنامه نگارانی که توسط نهادهای حکومتی دستگير و از چند روز تا چند ماه در بازداشت موقت به سر بردند يا برای تحمل زندان به سر بردند، دست کم ۵۰ تن بودند؛ مانا نيستانی، مهرداد قاسمفر، ژيلا بنی يعقوب، ترانه بنی يعقوب، آسيه امينی، شادی صدر، پرستو سرمدی، بهمن احمدی آمويی، علی فرحبخش در تهران آرش بهمنی، بابک مهدی زاده، کوهزاد اسماعيلی در رشت، شرکو جهانی، منصور تيفوری، سامان سليمانی، رضا علی پور، فرهاد امين پور در سنندج، نوشين احمدی خراسانی، پروين اردلان، محبوبه حسينزاده، مينو مرتاضی لنگرودی، فاطمه گوارايی، محبوبه عباسقليزاده، مريم حسينخواه، الناز انصاری، جلوه جواهری، زارا امجديان،پرستو دوکوهکی و نسرين افضلی در تهران، عدنان حسن پور، کاوه جوانمرد، کيا جهانی، آسو صالح در استان کردستان، منصوره شجاعی، فرناز سيفی و طلعت کريم ‏نيا در تهران، اروج اميری در مرند، اکبر آزاد در اهر، حسين شاکری در بوشهر،عليرضا پورمند، حسين رويين در برازجان، امين موحدی در اردبيل، علی‏ حامد ايمان و ابوالفضل وصالی در تبريز، محسن درستکار، الهام افروتن در بندر عباس، آرش سيگارچی در رشت، کيانوش سنجری و رامين جهانبگلو در تهران، اسماعيل جعفری و محمد باقر عباسی سملی در بوشهر.
غير ازاين شمار بسياری از روزنامه نگاران و خبرنگاران احضار و بازجويی شده اند.که مشهورين مورد از بازجويی ها مربوط به بازجويی ۲۱ خبرنگار عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران در بازگشت از سفر آموزشی به هلند بود.
در جريان چاپ کاريکاتوری در ايران جمعه که با اعتراض عمومی در استان های آذربايجان شرقی، غربی و ارديبل و زنجان مواجه شد نيز خبرهای منتشر شده حاکی از احضار و بازجويی بيش از ۱۲ روزنامه نگار در اين مناطق است که در اغلب موارد با ضرب و شتم همراه بود و در چند مورد به زندانی شدن روزنامه نگاران نيز منتهی شد.
سومين مورد از بازجويی های دسته جمعی، بازجويی از ۱۳ روزنامه نگار زن در فرودگاه بين المللی امام تهران بود.اين گروه از زنان روزنامه نگار که عازم کارگاه آموزشی در دهلی نو بودند، توسط ماموران وزارت اطلاعات ممنوع الخروج شده و ده تن از آنان بعد از بازجويی آزاد ولی سه نفر به نام های منصوره شجاعی، فرناز سيفی و طلعت کريم ‏نيا بازداشت و سپس آزاد شدند.
محاکمه روزنامه نگاران نيز در سال گذشته تداوم داشت تا جايی که ده ها تن از روزنامه نگاران و مديران مسئول روزنامه ها در تهران و شهرستان ها دادگاهی شدند و يا جلسات محاکمه آنها همچنان ادامه دارد.
فشار بر مطبوعات محلی
فصل جديدی از فشار بر مطبوعات و روزنامه نگاران محلی نيز در سال گذشته گشوده شد. اين فشارها که در خرداد ۸۵ و همزمان با ماجرای اعتراض به کاريکاتور منتشر شده در روزنامه ايران در استان های اردبيل، زنجان، آذربايجان شرقی و غربی آغاز شد در ماه های بعد در استان های کردستان، بندر عباس، لرستان، بوشهر، خوزستان و استان های شمالی کشور ادامه يافت.در پيامد اين فشارها چندين هفته نامه و روزنامه محلی در اين مناطق توقيف و تعدادی از روزنامه نگاران محلی نيز بازداشت شدند.اتهام منجر به توقيف اين روزنامه ها در هر منطقه ای چيزی ذکر شده است. نشريه تمدن هرمزگان به اتهام توهين به بنييانگذار جمهوری اسلامی، هفته نامه سفير دشتستان در استان بوشهر به اتهام «توهين به ساحت مقدس ولايت» توقيف شده اند.
نشريات محلی در استان های خوزستان، آذربايجان و کردستان نيز با اتهاماتی چون تجزيه طلبی و اقدام عليه امنيت ملی و وابستگی به احزاب مخالف مواجه شده اند.در قزوين هفته نامه حديث قزوين به اتهام انتشار مطالبی در مورد برخورد نيروی انتظامی با مردم توقيف شد و در آخرين مورد نيز هفته نامه سلام بوشهر به اتهام توهين به پيامبر اسلام توقيف و مدير آن در نيمه اسفند گذشته روانه زندان شد.در اين بين، روزنامه نگاران استان کردستان بيش از هر جای ديگر در طی سال ۸۵ با بازداشت و فشار مواجه شدند و در نوروز نيز چهار روزنامه نگار اين منطقه همچنان در زندان بافی ماندند.گستردگی برخوردها به ميزانی بود که سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار بيانه ای کردستان را زندان روزنامه نگاران ايران نام داد.
اتهام جاسوسی به روزنامه نگاران خودی
بر مجموعه برخورد نهادهای حکومتی با روزنامه نگاران در سال ۸۵ می توان نکات ديگری را نيز افزود.از جمله در سال ۸۵ روزنامه نگاران اصولگرا و وابسته به جناح حاکم در ايران به دليل اختلافات درون گروهی به جاسوسی متهم شدند و در مواردی برای چند روز روانه زندان شدند.تصویری از وضعیت روزنامه نگاران در سال 85ميثم زمان آبادی و محمد زمرديان سردبير و دبير سرويس سياسی خبرگزاری ايرانيوز، علی شکوهی سردبير يک سايت خبری که زمانی معاون سردبير کيهان هوايی بود، فئواد صادقی سردبير سايت بازتاب در شمار کسانی هستند که به دليل اختلافات و رقابت های داخلی جناح حاکم بر ايران بازداشت و پس از مدتی آزاد شدند.
برخی از نشريات نزديک به دولت نيز با انتشار گزارش هايی در اين مورد در وارد کردن اتهام به همفکران خود نقش داشتند.اين نشريات در گزارش های منتشره خود آوردند: «در روزهای اخير اخبار و گزارشات جديدی از گستره فعاليت سفارتخانه های خارجی درتهران به دست آمده که بر مبنای آن، برقراری ارتباط و جذب روزنامه نگارانی که در رسانه های اصولگرا مشغول به کار هستند در دستور کار قرار گرفته است.»آنها در عين حال با اين ادعا که «در تحليل جديد سرويس های امنيتی بيگانه، سرمايه گذاری بر روی خبرنگاران اصلاح طلبی که اولا در کنترل نيروهای امنيتی داخلی قرار دارند و ثانيا ارتباط نزديکی با مراکز حساس نظام ندارند و ثالثا با وجود برخی منابع موجود در ميان تجديد نظرطلبان که اخبار دست اول تری را می رسانند، ديگر نياز چندانی به مهره های سوخته و دست چندم احساس نمی شود، فايده چندانی ندارد، از رويکرد جديد در اين مورد خبر دادند و در گزارش ها خود آوردند.»
با توجه به فهرست طولانی از بازداشت ها، محاکمات و اتهامات وارد شده به روزنامه نگاران در طی سال ۸۵ که عمده آن حاصل کاهش آستانه تحمل دولت آقای احمدی نژاد است، سال ۸۶ در حالی آغاز می شود که در چند هفته آخر اسفند بخش های رسانه ای نزديک به دولت وارد چالش جديدی با مطبوعات منتقد دولت شده اند.
Iran social communications
 Weblog Of hasan sabilan ardestani

+ نوشته شده توسط مرجان اردشیر زاده در دوشنبه 20 فروردین1386 و ساعت 18:43 |
 
سناريو چيست؟
سناريو طرحي از پيش تعيين شده است که با استفاده از تکنيک هاي پيچيده هدف يا اهدافي را دنبال مي کند. پشت هر سناريويي فکر يا افکاري خوابيده است. معمولاً از درون سناريوها استراتژي ها و راهبردها بيرون مي آيند که اهميت آنرا مشخص مي کند. درهر سناريويي معمولاً به دومقوله فرصت ها و تهديدها توجه شده است. هر سناريويي درصدد است شرايط داخلي و خارجي را توصيف کند، راهکار ارائه دهد و درباره آينده نيز گمانه زني کند . 
انواع سناريو
سناريوها براساس اهداف، موضوعات و سوژه ها قابل تقسيم بندي هستند . برخي سناريوها ممکن است باتوجه به واقعيات تدوين شوند. برخي در عالم مجازي تهيه مي گردند و بعضي نيز ممکن است خيالي باشند ولي با استناد به برخي واقعيت ها که اتفاقاً تحريف شده اند حالتي شبه واقعي پيدا مي کنند.
جايگاه ويژه سناريو در رسانه ها
سناريوسازي در رسانه هاي خارجي جايگاه ويژه اي يافته است . آنان با استفاده از اين مقوله سعي مي کنند ذهن مخاطبان خود را با ارائه چارچوب هاي ارائه شده از سوي خود شکل دهند . گاه هدف سناريوها توده ها نيستند بلکه اين نخبگان و تصميم سازان هستند که نشانه گيري مي شوند. رسانه هاي خارجي سعي مي کنند با ارائه سناريوهاي مختلف تصميم سازان را راغب کنند که حداقل به چارچوب ارائه شده فکر کنند. براي مثال در بحث از مسئله هسته اي، رسانه هاي خارجي با بيان برخي ادعاها از جمله: ايران بدنبال دستيابي به سلاح هسته اي است، ايران در صورت ادامه فعاليت هاي هسته اي در منطقه و جهان منزوي خواهد شد، جهان مصمم به جلوگيري از دستيابي تهران به سلاح هاي هسته اي است القاء مي کنند که: "تنها راهکار پيش روي تهران توقف غني سازي اورانيوم است."
نکته قابل توجه
نکته قابل توجه آن است که سناريو سازي در رسانه هاي خارجي بيشتر حالتي شبه واقعي دارند. بر اين اساس سناريوها متناسب با اهداف مورد نظر، در عالم خيال تدوين مي شوند و براي واقعي جلوه دادن با بريده اي از واقعيات عجين مي گردند و درقالب برنامه هاي راديويي، تلويزيوني و ... ارائه مي شوند.
منبع:iran_communications
+ نوشته شده توسط ژاله عینی در یکشنبه 19 فروردین1386 و ساعت 17:27 |

 

بكام دوستان و بخت پیروز
برآمد باد صبح و بوی نوروز   
همایون بادت این روز و همه روز
مبارك بادت این سال و همه سال
+ نوشته شده توسط مینا خوشکلام در چهارشنبه 1 فروردین1386 و ساعت 3:38 |
+ نوشته شده توسط محمد حسين فيروزي در چهارشنبه 1 فروردین1386 و ساعت 3:37 |
خلاصه :

1-       سرعت انتقال پيام

2-       ارسال و دريافت   SMS

3-       دوربين عكاسي و فيلمبرداري

4-       امكان ارسال عكس و فيلم

5-       دريافت امواج راديو ، تلويزيون و ماهواره

6-       رايانه ( قابليت و كاركرد هاي رايانه را دارد )

7-    &nbs